تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - هفته نامه و من

علاقمندان به تئاتر به احتمال زیاد نام پیتر بروک را شنیده اند . از بزرگترین افراد تاریخ تئاتر و معدود بزرگان تئاتر تجربی دنیا . برای اینکه بفهمید این آقا چقدر بزرگ است کافی ست بدانید که یکی از کتابهای اصلی و مرجع تئاتر عنوانش " تئاتر از استانیسلاوسکی تا بروک" است. پیتر  بروک در سال 1970 در جشنواره ی فرهنگ و هنر شیراز به ایران آمده بود و در تخت جمشید اجرایی را به روی صحنه برد که در آن اجرا دکتر علی رفیعی دستیار " بروک" ‌بود و پرویز پور حسینی بازیگر اصلی اش. حالا زمزمه هایی شنیده می شود که به احتمال خیلی زیاد آقای بروک سال آینده در ایران تئاتری را به روی صحنه خواهند برد . امیدوارم این خبر اختصاصی و داغ به حد کافی غافلگیرتان کرده باشد.

لینک خبر در پندار با عنوان : پیتر بروک در ایران

پیشنهادهای جشنواره ای - برای جشنواره ی تئاتر .


تصمیم نداشتم به صورت جدی وارد روزنامه نگاری شوم .هروقت احساس می کردم  با کسی باید مصاحبه بگیرم یا یادداشتی دارم به نشریه ای می دادم و خیلی وقت ها هم دنبال حق التحریر و غیره نبودم. یادم نیم آید دقیقا اولین مطلب سالها قبل در هفته نامه ی جوانان چاپ شده بود یا روزنامه ی صبح امروز. به دوستان روزنامه نگار زیادی در مورد صفحاتشان کمک کردم و مطلب و سوژه دادم. خیلی ها مطلب یا مصاحبه خواستند و برایشان کار کردم . درمورد نشریه های اینترنتی هم همینطور بود. ولی هیچ وقت به طور منظم پیگیر روزنامه نگاری نبودم. دلیل اصلی اش را نمی دانم. شاید چون فضاهای کاری منطبق بر خواسته های من نبود و نمی توانست من را اشباع کند. شاید هم چون ذاتا آدم تنبلی هستم زیاد دوست نداشتم در جریان سختی های این کار باشم. همیشه از پیشنهادهای کاری فرار می کردم ولی همیشه دغدغه ی اینکه نشریه ای برای خودم داشته باشم و با فرمتی که دوست دارم منتشرش بکنم در سرم بوده و هست. حالا از وقتی که آرش سردبیر هفته نامه ی سینما شده ناخودآگاه وارد جریانی شده ام که می شود گفت الان بیشتر وقتم را پرمی کند . مسئولیت صفحه ی موسیقی با من است و در جاهای دیگر هم اگر مطلبی داشته باشم می نویسم یا کمکی از دستم بر بیاید انجام می دهم. احساس می کنم جریانی شروع شده که شاید به این راحتی ها از آن بیرون نیایم ! فعلا به خاطر اینکه با آرش کار می کنم و سینما هم فضای حرفه ای، رسمی و خوبی دارد احساس می کنم قسمتی از دغدغه هایم را می توانم اینجا پیاده بکنم . تا ببینیم این قافله به کجا خواهد رفت . راستی دوست دارم نظرتان را در مورد دو شماره ی اخیر مجله بگویید . مخصوصا در مورد شماره ی فردا . مصاحبه ی من با کامبیز روشن روان را هم حتما بخوانید. دو مطلبی هم که در پندار منتشر شد در اصل مربوط به هفته نامه هستند. منتظر نظراتتان هستم.

(الان هم دفتر هفته نامه هستم و وسط صفحه بندی وبلاگ به روز می کنم!!)


بابک صحرایی عزیز دوباره به جمع وبلاگ نویس ها بازگشته. مریم اسدی هم وبلاگ نویسی را شروع کرده . دوستان را دریابید.


نیما جان هم پیشنهاد خیلی خوبی داده . شما هم به ما بپیوندید !


آقای محمد حسن تهامی از دوبلورهای خوبمان لطف کرده و ما را برای اکران خصوصی هملت که توسط انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم دوبله شده دعوت کرده است. چهارشنبه ساعت ۲۲:۱۵ سینما عصر جدید.  تعداد محدودی(!!!) کارت دعوت اضافی دارم و به افرادی که زودتر درخواستش را بدهند می دهم !

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |