تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - وقتی همه اش گند می زنیم
- یعنی شما موافق این ترانه های منفی هستین؟
- نه!
-پس مخالفین؟
نه !
- پس چی؟
- همون چیزی که نوشتم !!


شماره ی جدید نشریه ی ادبی عروض با نگاهی به ترانه های منفی و واسوخت منتشر شد . در این شماره یادداشت من و یادداشت ها و ترانه های دیگر دوستان را می توانید در باب و درباره ی واسوخت و .. بخوانید.

( وقتی توی" گند " نفس می کشیم و توی" گند" زندگی می کنیم و "گندیده "دورو برمان زیاد است و خودمان هم همه اش گند می زنیم چرا باید " گندیدی بُریدمت" حرف بدی باشد ؟ )
ادامه ی مطلب


همان چیزی که گفتم . من نه مخالف منفی گفتن هستم نه موافق ! مثلا با اینکه مجوز گرفتن این کار خیلی عجیب است اما شاهکار از بس قشنگ و دلچسب از یک حقیقت حرف می زند آدم خوشش می آید :

باز با آن دیگری دیدم تورا
جای قهر و اخم خندیدم تورا
باز گفتی اشتباهت دیده ام
گفتمت باشد ، بخشیدم تو را

باز هم این قصه ات تکرار شد
با رقیبان رفتنت انکار شد
آنقَدَر رفتی که دیگر قلبِ من
از تو وُ از عشقِ تو بیزار شد

تورا دیگر نمی خواهم ، مگو دیوانه می باشد
که دیگر خانه ات همچون مسافرخانه می باشد

آن رقیبان یک شبت می خواستند
ذره ذره پاکیت می کاستند
شب به مهمان خانه ات مهمان شدند
صبح اما از برت برخواستند

آمدی گفتی پشیمانی دگر
تا همیشه پاک می مانی دگر
اندکی از حرفِ تو نگذشته بود
باز رفتی با رقیبانی دگر

تورا دیگر نمی خواهم ، مگو دیوانه می باشد
که دیگر خانه ات همچون مسافرخانه می باشد

ـ شاهکار بینش پژوه / ترانه ی دیگری / آلبوم ادبیاتی دیگر -


سرم می خورد به پنجره هایی که
هیچ کس در آنطرف شیشه هایشان
به تو زل نزده!

( کرگدن )


از دنیا بی خبرم. حتی مرگ صدام را با اس ام اس یکی از دوستان فهمیدم . گفتم خدا بیامرزدش. چون از هرکسی بیشتر به آمرزش نیاز دارد. از مرگ هیچ کسی شاد نمی شوم. حتی مرگ دیکتاتورهایی مثل صدام که تکلیف من و آنها مشخص است !

می گن که سرداره ولی نمی گن / چه جوری سرداره که سر نداره / هیشکی به جز دیکتاتور ِ مقدس / از چند و چون ِ کار خبر نداره


+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |