
آه ، جهان به تمامی شبی ست و زندگی آذرخشی در آن .
«اکتاویو پاز»
شاید اینها را هم باید توی مطلب یلدا بازی می نوشتم (نه اینکه خیلی کم نوشته بودم!!) که یادم نبوده :
اس ام اس بازی از کارهای اصلیم است و امکان ندارد پول اس ام اسم با هزینه ی مکالمه ام یکی نیاید یا از آن بیشتر نباشد . ( نمی گویم چقدر ولی شما خیلی زیاد فرض کنید !)
می گویند آدم ساده ای هستم . دوستان نزدیکم بعضی وقت ها از بس برای بقیه از خودم مایه می گذارم می خواهند خفه ام بکنند . می گویند تو یک ابله هستی !
حرمت نان و نمک برایم مهم است . آدم رفیق بازی هستم ولی اگر لازم باشد خیلی راحت دوست هایم را فراموش می کنم . البته خاطراتم را هیچ وقت ! به این هم مطمئنم که به هیچ چیزی اعتیاد ندارم . هر چیزی را بخواهم به راحتی کنار می گذارم یا فراموش می کنم .
تن ماهی و بادام زمینی مزمز را خیلی زیاد دوست دارم !!
فعلا همین !
الان ناراحتم و شاید توی رفتارم تجدید نظر کنم. اشتباه از خودم است که واقعا ساده هستم و سعی می کنم صادق باشم . به هر چیزی هم زیاد فکر می کنم و بعضی وقت ها زود رنج می شوم . ولی هر چیزی جای خودش را دارد . نهایتش این است که اگر کسی هم از من ناراحت است بهتر است این را بگوید تا اشتباهم را تکرار نکنم .(وقتی تا این حد از خودم مایه می گذارم . واقعا از خودم چندشم می آید.) ولی بی توجهی بوی بی احترامی می دهد .
موخره : می خواستم بالاخره در این مورد حرف بزنم اما الان می بینم دیگر از چیزی ناراحت نیستم و عصبانی هم نیستم !! همینطوری یکدفعه آرام می شوم !
یک کار تازه با کمترین ویرایش و کمترین توضیح :
۱ )
آینه / خطِ لب / ماتیک خنده های ِ هیستریک
ابروی ِ تَتو شده گریه های ِ هو شده
لحظه های ِ برزخی عشق های ِ ساعتی
من شبیه ِ عادتم تو شبیه ِ نفرتی
توی ِ جنده خونه ی ِ خاطرات ِ گم شده
از دل ِ یه فاجعه اشکهام سرُم شده
روزها سادیسمی ام طرحی از یه نوع جنون
شب اِچ آی وی اَم که باز گم می شم تو لخت و خون
از شبی که رو لبات بی صدا ترور شدم
از هوای ِ بوسه هات بی دلیل پُر شدم
۲ )
بین ِ خاطرات ِ من یک ملافه گم شده
آخر ِ صد آفرین اشک هام سرُم شده
این ملافه ها هنوز بوی ِ مرد می دهند
برگ های ِ آس ِ من طعم ِ زرد می دهند
بی گلوله مَرد شد مثل ِ توله مَرد شد
بچه شکل ِ جیش بود توی ِ نطفه کیش بود
بچه با تو پا گرفت چشمهاتُ تا گرفت
بچه با تو عشق شد راهی ِ دمشق شد
تف به عشق و قافیه تا دمشقُ ... / کافیه !!
بس کن این شکنجه رو یک دقیقه لال شو
گه بمون ، فقط کمی یک کمی زلال شو
بچه بودم -ُ هنوز با تو مرد می شدم
بی تو خشک بودم -ُ با تو زرد می شدم
شاعر ِ تو بودم -ُ شعر، بی کلام بود
عاشق ِ تو بودم -ُ عشق ، انهدام بود
آینه / خط لب / ماتیک گریه های ِ گم شده
ایندفه لبای ِ تو رو لبام سرُم شده
۳ )
مرگ ، شکل ِ عشق نیست شهر ِ ما دمشق نیست
شهر ِ ما جنون نداشت میم و واو و نون نداشت
ابروهاش تَتو نبود سهم ِ عشق هو نبود
بس کن این عذابتُ عُق بزن نقابتُ
من به تو /...نمی رسیم ما چقدر بی کسیم
ما چقدر ساده ایم آخر ِ یه جاده ایم
تف به این ترانه که هی به گند می رسه
تف به عاشق ِ تو که روی ِ بند می رسه
لعنت ِ خدا به تو وقتی از خودش سری
وقتی زیرِ دست و پام از همیشه بهتری
لعنت ِ خدا به من وقتی مرد می شدم
آس ِ دل سیاه بود برگ ِ زرد می شدم
بی تو رو ملافه ها بچه جیش کرده بود
جای خالی ِ تو، باز مرد -ُ کیش کرده بود
سهم من نبودی -ُ عشق (شاید هم شعر) جیش کرده بود
(میثم یوسفی )
اگر ز وهم بر آیی چه موج و کو گرداب
جهان به خویش فرو رفته است ، دریا نیست
(بیدل)