تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - زن هنداونه نیست به خدا ! کیلویی هم نیست !

لعنت به این موبایل ها. تازه فهمیدم حتی وقتی error می داده که ارسال ناموفق بود send می شده . خود من از دست اس ام اس هایی که چند بار می آمدند شاکی بودم . حالا بیچاره آنهایی که من برایشان چند بار فرستادم. مردم راست می گویند ، شرکت مخابرات عوض دلالی شماره های رُند و فروختن مداوم سیم کارت، بهتر است فکری هم به حال سرویس دهی اش بکند .


می خواستم از این بنویسم که آشپزی ام خوب است و شاید ربط زیادی به اینکه دست پخت مادرم توی فامیل تک است ندارد چون بعضی وقتها هم بد گند می زنم . مثل الان که غذایم کلا سوخت . بسوزد پدر بی خانمانی که باید خودمان بپزیم و بخوریم و.... باید به مادرم بگویم یک زن که آشپزی اش هم خوب باشد برای من بگیرد . ولی خُب شرایطم فقط این نیست . زیاد است . فروشگاه هایی هم که معمولا مادرها می روند از آنجا  برای پسرشان دختر بخرند گفته اند این نمونه کم یاب و یا نایابند !! می گویند معمولا هر دختری یک جایش می لنگد و هیچکدامشان کامل نیستند . شاید همان حرف قدیمی پدرهایمان در مورد زنها و عقلشان هم درست است! ( فحش بدهید و خط و نشان بکشید . رسما اعلام می کنم از هیچ ضعیفه ای نمی ترسم  :دی ! البته هیچ چیز این دنیا قطعی و مطلق نیست ! )
- بعضی وقتها مادرم به شوخی ( چون می داند جدی باشد دعوایمان می شود و خودش هم می داند دهانم بوی شیر می دهد ) گیر می دهد که مشکل سربازی نداری ( معافیت لاغری ! ) و کار و بارت هم که دارد تکلیفش مشخص می شود . یک سال بعد که درست تمام می شود برایت زن می گیرم . و من هم می گویم مادر عزیز مگر می خواهی از بقالی میوه بخری که هر موقع خواستی این کار را بکنی ؟!! گرچه میوه ها هم معمولا فصلی اند و همیشه هر میوه ای که می خواهی نیست !


" کاش می شد برای یک شب هم که شده هندوانه باشم ،همان قسمتش که سهم توست . "
یلدا مبارک . شب شب من است چون هندوانه را بیشتر از هر میوه ای دوست دارم !

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی