تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - اى که به هر که دوستت دارد نزدیک‏تری


من کلمه‌ها را گم کرده‌ام. ازش دورم، که فقط با نگاه حرف بزنیم. خیلی دور. جای من باهاش حرف بزن. جای من بغلش کن. خودش می‏داند که من زیادی اهل گلایه نیستم. از کسی که دوستش دارم انتظاری ندارم. دوست داشتن مگر این چیزها حالی‌اش است؟ از دست خودم شاکی‏ام که فقط ادعا می‌کنم. که حرف‏هایم از خودم بلندترند. خسته‌ام. آغوش گرمی ندارم که بغلش کنم. جای من بغلش کن و بگو دوستش دارم. و فقط کمی آرامش می‌خواهم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 3 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی