تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - تصاحب تن عشقه ؟!

فکر می کنم بعضی مواقع بیش از اندازه خودم را می اندازم جلو و پیگیری می کنم و همین ممکن است نهایتا به حس های بدی مثل بی احترامی یا ..  منجر شود .
دیشب زود خوابیدم (۱۲) و تا لنگ ظهر هم همچنان توی خواب بودم . خیلی وقت بود اینقدر زیاد نخوابیده بودم. شاید از همین است که احساس  بی انرژی بودن می کنم !!!! ولی سوال اصلی اینجاست که چرا روزهایی که کار بیشتر و وقت کمتر دارم  بیشتر وبلاگ می نویسم ، بیشتر می خوابم و ...


به طور انبوهی (!!)  دنبال سکس و فلسفه ی مخملباف هستم ! اگر کسی فیلم را دارد دست یاری به سویش دراز می کنیم ! قسمت هایی از دیالوگ هایش که خیلی چسبید !

ـ شنيدم.
ـ يك قهوه ی سرد با يك نگاه سرد لطفاً.
ـ چي مي‌خواي.
ـ مي‌توونم يك قهوه ی سرد با يك نگاه سرد داشته باشم، لطفاً.
ـ منظورتون چيه؟
ـ نگاه سرد لطفاً.
ـ قهوه ی مريم گرم بود؟
ـ آره باهاش قرار ملاقات گذاشتم.
ـ هر وقت عاشق شدم از يك درخت خشك يك مجسمه ساختم.
ـ اينو براي من ساختي؟
ـ اون يكي رو براي تو تراشيدم.
ـ مي‌دوني من كليد خونه‌مو هربار مثل يك راز پيدا مي‌كنم.
ـ اين چيه؟ ساعت؟
ـ اين كورنومتره.
ـ براي چي.
ـ لحظات خوش زندگي‌مو باهاش اندازه مي‌گيرم.
ـ تا حالا چقدر شده؟

-----

ـ پیدا کردی ؟
ـ هنوز نه. مي‌دوني عمر پروانه‌ها فقط يه روزه . توي همون يه روز به دنيا مي‌آن، عاشق مي‌شن، بچه‌دار مي‌شن، به هيچ چيز فكر نمي‌كنند تنها پرواز مي‌كنند و گل‌هاشون رو بوسه مي‌زنند. پروانه‌ها در اون يك روز از ما بيشتر عمر مفيد دارند. من در اين چهل سال حتي به اندازه ی عمر يك روزه ی يك پروانه زندگی نکرده ام . تو چي؟
ـ من؟
ـ منظورم اينه كه حجم زماني خاطرات عاشقانه‌ تو چقدره؟
ـ كورنومترو  پيدا كردي؟ توي دستت بود.
ـ هنوز نه. هيچ وقت عاشق شدي؟
ـ نه.
ـ شايد به خاطر اين كه در هواپيما طبق مقررات مهماندارها بايد قلبشون از سنگ باشه.
ـ راستش فقط يك بار عاشق شدم. اوندفعه‌ رم خودم نفهميدم. مادرم فهميد. يادم مي‌آد بچگي‌ام وقتي مي‌رفتم به كوچه يه پسري ‌رو مي‌ديدم اون هميشه منو نگاه مي‌كرد، مثل گربه‌اي كه بخواد كبوتري رو بگيره. من ازش مي‌ترسيدم و قلبم تاپ تاپ مي‌كرد. از اون خيلي مي‌ترسيدم. به مادرم گفتم من از اين پسر مي‌ترسم، هروقت اونو مي‌بينم قلبم تاپ تاپ مي‌كنه. مادرم گفت تاپ تاپ قلب علامت ترس نيست، علامت عشقه. تو عاشق شدي دختركم!

-----

 حالا قلبت تاپ تاپ مي‌كنه ؟ مي‌خوام تو رو تو آغوش بگيرم.
ـ چرا مردها همه‌اش مي‌خوان جسم زنو تسخير كنند؟
ـ براي اين كه مي‌خوام عشقمو ثابت كنم.
ـ تصاحب تن، عشقه؟

به کورنو متر ، عشق و زن فکر کنید !  من هم همچنان به ترس فکر می کنم !


دوست داشتید مرگ و شاعر را ببینید . خودم هنوز ندیده ام ولی می گویند کار خوبی ست . 
شاد باشید و درست !

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |