
ترانه ی "آدمای خونه ی ما" ما یکی از ترانه های خوب افشین مقدم عزیز است که خوشبختانه به نحو خوبی هم به اجرا رسیده. افشین از نزدیک ترین دوستانم است و وقتی اتفاق خوبی برایش می افتد آنقدر خوشحال می شوم که انگار این اتفاق برای من افتاده است. درضمن همیشه دغدغه ی ما اینست که نکند توی این بازار لعنتی ترانه هایی که خیلی برایش زحمت کشیده ایم و بیشتر معرفی کننده ی ما و هویت و زبان ما هستند توی آرشیومان بمانند یا به اجرای خوبی نرسند. خوشبختانه خود من و دوستان نزدیکم کم کم تیمهای کاری را که از نظر سلیقه و علاقه بیشتر به هم نزدیک هستیم پیدا می کنیم ولی متاسفانه سرعت و تعداد تولید این ترانه ها و سرعت و تعداد اجراها زیاد با هم هم خوانی ندارد. گرچه همین حداقل ها هم دراین وانفسای موسیقی غنیمتی ست.
"آدمای خونه ی ما " با آهنگسازی ، تنظیم و صدای ایمان حجت ، در سبک راک (درواقع موسیقی راک است و خواننده تقریبا نزدیک به متال خوانده است) حدودا اوایل تابستان امسال به اجرا رسید و حالا خواننده اش دنبال مجوز کارهای آلبوم است تا همین روزها منتشرش بکند. توی این آلبوم افشین دو کار دارد . "آدمای خونه ی ما" و "بیلبورد" . چون این آلبوم را کامل شنیده ام و خیلی دوست دارم امیدوارم هرچه زودتر منتشر شود تا به دست مخاطبان خوب موسیقی و ترانه که کارهای جدی را پیگیری می کنند برسد . فعلا قرار است ترک "آدمای خونه ی ما " را برای داونلود روی اینترنت بگذاریم . کار را از اینجا داونلود کرده و گوش کنید. اگر دوست داشتید روی وبلاگتان بگذارید و اگر مشکلی بود خبرم کنید. متن ترانه را هم احتمالا قبلا توی چلچراغ خوانده اید.
( آدمای خونه ی ما )
آدمای خونه ی ما درد ِ فلسفی ندارن
آهی تو بساطشون نیست به رخ ِ کسی بیارن
آدمای خونه ی ما این روزا خیلی کلافه ن
صُب تا شب دنبال نون -ُ دنبال ِ دعوا مرافه ن
پدر از سر گیجه ی کار نون ِ شب رو جا می ذاره
مادرم سفره ی شام -ُ برای فردا می ذاره
پدر از خجالت ِ ما گم می شه تو دود ِ سیگار
مادر از عکس ِعروسیش داره کم کم می شه بیزار
باغچه ی حیات ِ خونه شاخه ی سیبی نداره
د ست ِ من خالی وخواهر پول ِ تو جیبی نداره
دخترِ همسایه ی ما گوشواره ش عیار ِ بالاس
طفلی خواهر ِکوچیکم بدجوری غرق ِ تماشاس
کاش می شد برای بابا یه مغازه می خریدم
کاش می شد واقعی باشه پولی که تو خواب می دیدم
لیلی حرفش اگه با من حرف ِعشق و عاشقی بود
ازدواجش با یه پولدار فِک کنم ، فِک کنم که منطقی بود
( افشین مقدم )
این ترانه ی منتشر نشده از یغما گلرویی عزیز را هم با دکلمه ی خودش بشنوید .اسم کار دیوار هست. توضیحاتش را هم از اینجا بخوانید.
بعضی وقت ها دلم می گیرد. چون به پشت سرم که نگاه می کنم می بینم بهر حال هر چقدر هم که دلمان نخواهد مواردی پیش می آید که یا حذف می کنیم یا حذف می شویم. بعضی مواقع ناگزیر می شوی از حذف کردن و بعضی مواقع حذف می شوی. حتی شاید دلیلش را ندانی یا ندانند شاید به خاطر یک سوء تفاهم کوچک یا یک سهل انگاری یا یک بچگی باشد. ولی می شود . دوستانی بودند که دیگر نیستند . هر چند کم . و دوستانی بودند و هستند و قرار است تا همیشه بمانند. این طبیعت زندگی ست و هرچقدر هم که دلت نخواهد چیزی را که داری از دست بدهی بعضی وقت ها ناگزیری . ( نمی دانم دقیقا چرا الان اینها را نوشتم ! شاید چون با همیشه عزیزی هستم و یاد همه ی خاطرات بیشتر خوب و کمتر بد گذشته افتادیم . باز ... دوباره ! یادش ... )
الان ، امروز ، صدای من را از سرمای زیر صفر درجه ی تبریز ، از منطقه ای که دل درگیری ها و آشوب های چند ماه گذشته بود و الان آرام آرام است ، از یک کافی نت ........
نمی شنیدید ! اصلا صدایی در کار نبود !
صدا قراره در نیاد اینجا صدا حروومه ... حروومه ... حروومه ....