تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - اعتراف می‌کنم


شادي‌ام بي‌شمار، دردم اما يكي ست
اعتراف مي‌كنم، آسمان قهوه‌اي ست
جنگ بي‌اعتراف، آه جنگ بدي ست
اعتراف مي‌كنم؛ سبز رنگ بدي‌ست
آن‌كه از عشق گفت، هرزه مرد بدي‌ست
اعتراف مي‌كنم، عشق درد بدي‌ست

...

(میثم یوسفی)

پی‌نوشت۱: شدیدن طرفدار وبلاگ پسرهای آیت‌الله بیات زنجانی شده‌ام. مطالب خواندی زیادی توی وبلاگشان هست و معمولن هم به روزند. آقای هادی بیات و آقا محسن عزیز.
پی‌نوشت۲: این شعر را تقدیم می‌کنم به احمد زید‌آبادی که خبرهای خوشی از سلامتی‌اش نمی‌آید. می‌گویم کاش شما هم اعتراف می‌کردی. می‌گویم احمد آقا! ما زنده‌ی شما را بیشتر از مرده‌تان لازم داریم. منتظر دیدارتان می‌مانیم، دوستتان داریم و غمگینیم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |