تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - همان هیچ اندازه اعتماد ملی باقیمانده هم تمام شد


داشتم یادداشتم را برای کافه‌هنر این هفته در مورد گوستاوو سانتائولایا می‌نوشتم که دوستان خبر دادند ننویس،
توقیف شد! گرچه دير شده بود و نوشته‌ام مثل اعتماد مردمان سرزمينم به حاكميت تمام شده بود. نمي‌دانم چه بگويم. تاسف هم فایده‌ای ندارد! دلشان نمی‌خواهد صدای دیگری را بشنوند و چماق و باتوم و زور و قاضی مرتضوی هم دارند، گرچه خیلی چیزهای اساسی را ندارند و همین باعث می‌شود اشتباه را پشت اشتباه تکرار کنند تا نابودی را برای خودشان به ارمغان بیاورند. خدایا ما را بیامرز! "فاغفر لنا..."
اعتماد ملي توقيف شد + شماره آخر

 پي‌نوشت: امروز براي بچه‌هاي روزنامه اعتماد ملي روز بيم و اميد بود، گرچه همه‌ي اين چند ماه براي همه‌ي ايراني‌ها روزهاي بيم و اميد بوده است. صبح بود كه خبر آمد صادق لاريجاني به‌خاطر اينكه نمي‌خواهد اولين روز تكيه‌اش بر صندلي قوه‌ي قضاييه اين‌چنين آغاز شود با توقيف روزنامه مخالفت كرده است. دوستانم در تحريريه هم خبر مي‌دادند كه احتمالن از فردا صبح روزنامه منتشر خواهد شد. حتي اسماعيل گرامي‌مقدم هم مصاحبه‌اي كرد و ابراز اميدواري كرد توقيف موقت روزنامه فقط براي امروز باشد. اما چند دقيقه پيش مجيد رئوفي خبر داد كه توقيف اعتماد ملي قطعي شده است. احتمالن دليل تكذيب خبر توقيف در صبح امروز براي جلوگيري از تجمع مردم در برابر دفتر روزنامه بوده است. حالا بايد منتظر باشيم و ببينيم كه توقيف موقت اين روزنامه چقدر طول خواهد كشيد؟ يكي دو هفته يا براي هميشه؟عمر دولت دروغ و زور و تقلب و كودتا بيشتر خواهد بود يا توقيف موقت روزنامه؟  به‌هرحال عدم انتشار يكي از حرفه‌اي‌ترين و بيدارترين روزنامه‌هاي تاريخ مطبوعات ايران براي هر مدتي باشد ضايعه‌اي تا‌سف‌بار است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 4 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی