تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - و می‌رفتم و می‌رفتم و می‌رفتم تا بدانم تا بدانم تا بدانم...


۱- ما با پدیده‌ای طرفیم که واقعن منحصر به فرد است. پدیده‌ای به اسم نادانی که خودش را در آینه وارونه می‌بیند، بدجور هم وارونه می‌بیند. فرمول مبارزه با چنین پدیده‌ی نادری هم جز گسترش دانایی و دانایی و دانایی نیست. برای همین است که استفاده از مترجم گوگل و اینترنت پرسرعت در این سرزمین جرم است!

۲- گم شده‌ام و کلمات در من...

۳- ده درصد دلم عشق می‌خواهد و بقیه‌اش آن‌قدر پر از خالی‌ست که زور یک دهم عمرن بهش برسد. حتی اگر هم دستش چشم‌های تو باشند...

۴- رنه شار می‌گوید: روشن‌بینی نزدیک ترین زخم است به خورشید.

۵- و حسین پناهی... یک‌جا سند زده‌ام همه را به حرمت چشمانت، به نام تو. مهروموم شده با آتش سیگار متبرک ملعون... زیر آسمان وطنی که در آن فقط مرگ را به مساوات تقسیم می‌کردند...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |