تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - بيدارم... بيدارم...
۱-

كسي نمي‌آيد؟
در انتظار نبودي وگر نه مي‌آمد
در انتظار نبودي وگرنه مي‌تابيد
ستاره‌ي سحري

(نصرت رحماني)

 

۲-

ثقل زمين كجاست؟
من در كجاي جهان ايستاده‌ام؟
با باري از فريادهاي خفته و خونين
اي سرزمين من!
من در كجاي جهان ايستاده‌ام؟

(خسرو گلسرخي)

 

۳-

بهانه در رگ من فرياد مي‌كشيد:
- نخواب
زمان بيداري‌ست
هنوز بيدارم
هنوز...

(نصرت رحماني)

 

پي‌نوشت: اي سرزمين  من! در انتظارم و بيدارم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی