تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - امان از شهر بی شاعر...

دیشب دوروبر یک شب بود که پویا نیک‏پور خبر بدی داد مبنی بر اینکه عبدی یمینی، آهنگساز بزرگ کشورمان هم توی هواپیمای کاسپین تهران ایروان بوده است. به ناصر چشم‏آذر زنگ زدم و گفت سالهاست از عبدی بی‏خبر است و امیدوار است خبر درست نباشد. هیچکدام دلش را نداشتیم تا شماره‏ی عبدی را بگیریم و بشنویم خاموش است یا از خانه‏اش... تا امروز ظهر که محمد خاکپور پس از صحبت با خانواده‏ی عبدی خبر را تایید کرد، امیدوار بودیم این خبر درست نباشد که بود... شماره‏ی ۸۹ در بین اسامی مسافران پرواز کاسپین عبدالرضا یمینی یا عبدی یمینی موسیقی ما بود.  امیر تاجیک و خشایار اعتمادی هم با بغض و غم خبر را تایید کردند و ... همین! یک انسان بزرگ دیگر هم مفت مفت از بینمان رفت و هم‏سفر بچه‏هایی نوجوان تیم ملی جودو و مسافرانی که شاید برای فراموشی این روزهای غمگین‏شان می‏رفتند تا چند روزی در ارمنستان باشند پرواز کرد و نپرید، سوخت... حالا چند ساعتی‏ست که آلبوم امان از داریوش اقبالی را با گریه گوی می‏کنم و موسیقی فوق‏العاده‏ی عبدی را که تا ابد برای ما مانده است. عبدی یمینی انسان بزرگ و آزاده‏ای بود و از پیشروترین و بهترین تنظیم کننده‏ها و آهنگسازان تاریخ موسیقی پاپ ایران. روحش شاد.

 
امان از راه بی عـابــر
امان از شهر بی شاعـر
امان از روز بـی روزن
امان از اینهمه رهـــزن

امان از بـاد بــی بــاده
امان از ســـرو افـتـاده
امان از تـیغ بـی دردان
به جای بوسه بر گردن

امان از سایه ی بی سر
بـــر این درگــاه دردآور
امان از نـاتــمـام تـــــو
امان از نـاتــمــام مـــن

امان از روز بی رویا
امان از شام مرگ آوا
امان از جای صد دشنه
مـیان چــین پــیــراهـــن

امان از شعله ی آخـر
هـجوم باد و خاکـستر
که از پروانه ی پرپر
اجاق شب نشد روشن

ببار ای خــوب ِ دیروزی
بر این بازار خودسوزی
که این غمخانه ی بی می
نــدارد آب ِ مــرد افـکـــن

برقـصانم غزل بانو
بـچـرخـانم غزل بانو
میان گـفـتن و خـفـتـن
میان مـاندن و رفـتـن ! ...

شهیار قنبری 

پی‏نوشت: در مورد عبدی یمینی و کارهایش

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |