تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - Oci cirnie

«من این نامه رو به روسی برات می‌نویسم. نه فقط به‌خاطر این‌که به ایتالیایی خودم اطمینان ندارم، بلکه به‌خاطر این‌که وقتی کسی اینو برات ترجمه کنه دیگه خیلی وقته که من رفتم. خیلی وقت... حتی فکرش هم منو به لرزه می‌ندازه و در اون لحظه دیگه چیزی عوض نمی‌شه. من ترکت نمی‌کنم، من فرار می‌کنم. من از عشق فرار می‌‌کنم، من از چیزی که تمام عمر منتظرش بودم فرار می‌کنم. من باید برگردم به همون نقش یه آدم متوسط میانه‌رو که هیچ‌وقت نمی‌تونه چیزی بیش از اونی که داره بخواد...»

(چشمان سیاه نیکیتا میخالکوف)

مدت‌ها بود این فیلم را توی آرشیو داشتم‌اش و دیشب به پیشنهاد حامد سراغش رفتیم تا کلافگی این روزهایمان کم‌تر شود. خوب نشدیم که هیچ، دل‌اشوبمان بیشتر هم شد.
نيكيتا سرگئي يوويچ ميخالكوف كارگردان و بازيگر شهير روس - مشهور به اسپيلبرگ روسيه- در 21 اكتبر 1945 در شهر مسكو به دنيا آمد. پدربزرگش از خاندان سلطنتي و حاكم ياروسلاول بود. پدر نيكيتا نويسنده داستان هاي كودكان بود و بيشتر به خاطر سرودن ترانه هاي ملي و انقلابي مشهور شد، مادر شاعرش نيز دختر هنرمند آوانگارد روس «پيوتر كونچالوفسكي» و نوه دختري نقاش مشهور «واسيلي سوريكوف» بود، ضمن آنكه برادر بزرگ تر نيكيتا «آندري كونچالوفسكي» نيز كارگردان بسيار مشهوري است كه به واسطه همكاري و دوستي اش با آندري تاركوفسكي (و حضور در فيلم «كودكي ايوان») و ساختن فيلم هاي اكشن هاليوودي سرشناس شده است. نيكيتا ميخالكوف در سال 1987با تركيب و ادغام چند داستان كوتاه چخوف، «چشم سياه» را با بازي مارچلو ماستروياني خلق كرد. فيلم به شدت از سوي منتقدان مورد ستايش قرار گرفت ضمن آنكه مارچلو ماستروياني براي ايفاي اين نقش جايزه بهترين بازيگر را از جشنواره كن همان سال به دست آورد و نامزد جايزه اسكار مرد شد. حضور سيلوانا مانگانو، اولگ تاباكوف و يلنا سافونووا در اين كمدي درام كه «سوسو چكو دآميكي» همراه با ميخالكوف فيلمنامه آن را نوشته بود فيلم را به يكي از پرطرفدارترين آثار ميخالكوف بدل كرد. موسیقی فرانسیس لای هم برای این فیلم دیوانه کننده است. شاهکار است. لالایی این فیلم تا مدت ها توی گوشم خواهد ماند.

«من هیچی یادم نمی‌آد. اگه همین الان بمیرم و پدر مقدس بهم بگه: رومانو از زندگی‌ت چی یادت می‌آد؟می‌گم: اون لالایی که وقتی بچه بودم مادرم برام می‌خوند، صورت الیزا در اون شب اول، و اون مه روسی...»

پی‌نوشت: منبع قسمت‌هایی از اطلاعات ذکر شده در این پست شماره‌ی ۱۳ بهمن ۸۶ روزنامه‌ی اعتماد است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |