
۱- برایم عجیب است که بعضی از دوستان ازبس طرفدار تیمشان (!) شدهاند که نمیخواهند حقیقتها را هم باور کنند. اگر در مناظرهی کروبی-احمدینژاد قرار بر برد و باخت بود قطعن این احمدینژاد بود که با حاضر جوابی و عدد و رقم و عوامفریبی و ... بر کمحوصلگی و کمسوادی کروبی پیروز شد. در این بین دفاع کروبی از موسوی و رهنورد قابل ستایش است، اما دلیلی نمیشود که حقیقت را نگوبیم. همانطور که در مورد فیلم تبلیغاتی موسوی هم آنچه را که بهنظرم حقیقت بود نوشتم، هرچند بهضرر کاندیدای مورد علاقه ام بوده باشد. مگ نه اینکه احمدینژاد به اهدافش که عوام فریبی بود و جمعآوری آرا رسید و کروبی فقط همان نطقهای کوبندهاش را کرد و آخر سر در بحث جزایری و آمار و ... ریپ زد و از موضع خوب تهاجمی ابتداییاش عدول کرد و در نهایت هم همانکاری را کرد که مصداق اصلی باخت احمدی نژاد به موسوی بود، یعنی قطع کردن چندین بارهی صحبت های طرف مقابل. آخر سر هم گفت که چون من بعضی مسائل را نگفتم فردا خواهم گفت. شیخ عزیز! مناظرهی شما و احمدینژاد امشب بود نه فردا. شما در دودقیقهی نهاییتان کافی بود به احمدینژاد بگویید که بهجای نشان دادن جدولها این سوالات مختلفش در مورد خانه و دارایی و ... شما را ابتدای جلسه میکرد تا فرصت پاسخگویی داشته باشید، نه زمانی که آخرین ده دقیقهی صحبت هاست و آن هم ازآن احمدی نژاد.
۲- به موسوی رای میدهم چون در اصلاحطلب بودن او شک ندارم. چون یک گام آهسته را بهتر از ۱۰ گام سست میدانم که احتمال بازگشت به عقباش در سیستم حال حاضر ایران بسیار زیاد است. چون او هم با برنامه آمده است. چون او هم تیم دارد و تیماش هم کمتر از تیم احمدینژاد نیست. چون با تمام وجود بر این باورم که راه اصلاحات از خاتمی میگذرد و نه از کروبی. چون میدانم موسوی میتواند راه را برای ریاست جمهوری امثال کرباسچی که گزینهی بعدی برای ادامهی اصلاحات است باز کند، اگر حامیان او و حامیان کروبی فردای انتخابات بازی را رها نکنند و به فکر چهار سال آینده باشند. به فکر مردمی که شاید الان بهخاطر جو توی خیابانها ریخته اند و شال سبز بر گردن دارند، اما اگر رویشان کار شود میتوانند در انتخابات بعدی با تعقل پای صندوقها بیایند نه با جو. به موسوی رای میدهم برای هزار و یک دلیل دیگر که اگر بخواهید باز هم خواهم گفت.
۳- بعضی از طرفداران آقای کروبی که قیافهی حق به جانبی گرفته اند و خودشان را تنها اصلاحطلبان موجود در جهان هستی میدانند سخت آزارم می دهند. همان تحریمیهای دیروز که با انتخاب غلطشان چهارسال بدبختی را به ما تحمیل کردند. همانهایی که امثال عباس عبدی بزرگ خاندانشان است که سبب شد با یک مصاحبهی نابخردانه پروندهی هسته ای ایران بازیچهی دست داخلی و خارجی شود برای کوبیدن اصلاحات و ایرانی. خارجیها بگویند شما میخواهید بمب بسازید و نیروگاههایمان را پلمپ کنند و داخلیها بگویند که اصلاحطلب خائن است و ... حالا هم که ایشان شدهاند فعال حقوق بشر و مدافع مردم و حامی جناب شیخ. بعضی مسائل دیگر هم توی طرفداران کروبی هست که میخواهند به هر قیمتی بگویند انتخاب بهتری کردهاند. تازگیها به سبز بودن رنگ تبلیغاتی موسوی هم گیر میدهند، عزیزان شما که خودتان اذعان دارید رنگها یکی از ابزار مهم تبلیغاتی در دنیا هستند و خودتان هم بعد از میرحسینیها مچبند و ... درست کردید برای تغییر، چرا اینها را برای طرف مقابل حرام می دانید؟ گذشته از این مگر نه اینکه سبز یکی از رنگ های رچم ایران بوده و هست و به خاطر سید بودن میرحسین هم سبز با او قرابت دیگری دارد؟ پس در این بین انتظار داشتید طرفداران ایشان به جای سبز، بنفش را رنگ خودشان کنند یا نارنجی را؟ عزیزان اگر قرار بر غر زدن و انتقاد کردن باشد به خیلی چیزها هم میشود گیر داد!
۴- امشب تعدادی از طرفداران آقای کروبی توی خیابان ولیعصر راهپیمایی میکردند و در مسیر هم بارها به تجمع طرفداران موسوی یا احمدی نژاد که در مقابل هم بودند رسیدند. یکنفر از طرفداران آقای کروبی توی خیابان میخواست که رای من را از موسوی به کروبی ببرد و بهخیالش راه سعادت را نشانم دهد. گفتم من توی خیابان در مورد سرنوشتم تصمیم نگرفته ام که توی خیابان هم تصمیمم عوض شود. برویم هرجا که میگویی بنشینیم چند ساعتی با هم صحبت کنیم، و نیامد! شعارهای این دوستان هم ماشاءالله آخر دموکراسیست. "شال سبز و رها کن، نظر به شیخ ما کن". وقتی هم جایی به طرفداران موسوی میرسیدند موسویچیها میگفتند "کروبی، موسوی، حمایت حمایت" و "سلام بر موسوی درود بر کروبی" و اینها میگفتند "کروبی کرباسچی نه یک تدارکاتچی" و "دولت چیز میز نمیخوایم". عزیز من دم خروس را قبول کنیم یا قسم حضرت عباس را؟ شما اگر متمدن تر از مایید و برنامه دارید و حرف دارید چرا به یک "چیز" گیر داده اید؟ ار برنامه ها بگویید و برنامهها را نقد کنید! اگر قرار به این تقابلهای پوپولیستیست از فردا ما هم برای کف دهن و لهجهی لری و هزار چیز دیگر شیختان شعار و جک میسازیم. شما هنوز نفهمیده اید که این انتخابات جنگ موسوی و احمدی نژاد است و هرچه هم دست و پا میزنید خودتا را وارد بازی کنید فایده ندارد و کوتاه بیا هم نیستید. بعضی از دوستان می گویند ما رای به کروبی نمی دهیم، رای به حزب و تیمش می دهیم. میپرسم اگر موسوی و احمدینژاد به دور دوم بروند و کروبی همانطور که گفته از موسوی حمایت کند، آنوقت چه کار میکنید؟ بعضی از دوستان می گویند رای نمیدهیم. میپرسم این چهطور رای حزبیست که دور اول به تیم و برنامه است و دور دوم که همان تیم و برنامه از فرد دیگری حمایت میکند رای نخواهید داد؟ آچمز میمانند و می گویند نمیدانم! و من به قیافهی حق به جانبشان فکر میکنم و امیدوارم کمی از جمعها و خیالات ونک به بالایشان بیرون بیایند و مردم را هم ببینند و این را هم بفهمند که اصلاحات انقلاب نیتس که یکشبه باشد. یک پروسه است و در این پروسه کسی لازم است که هم اصلاحطلب باشد و هم خودی، تا بتواند روح این موضوع را به کالبد آن جریان کلی که در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران است بدمد. نگرانم که اینبار هم سرنوشتمان بهجای خودمان دست تحریمیهایی بیفتد که اینبار نه با رای ندادنشان، با تصمیمات اشتباه و قیافهی حق بهجانب چهار سال دیگر بدبختمان کنند.