تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - همان قصه‌ی غمگین کبک و برف

۱- باید بگویم بعد از گفت وگوی ویژه‌ی خبری امشب رای‌ام از کروبی دورتر از قبل شد. واقعن هیچ تضمینی نیست شیخی که جلوی دوربین اینقدر محافظه کار است و حتی برخلاف جو دادن بعضی از دوستان در مورد پشیمانی‌اش نسبت به گذشته به صراحت اعلام می‌کند "من تغییری نکرده‌ام و همان مهدی کروبی انقلابی هستم" تغییر خاصی برای ایران به همراه بیاورد و یا حتی پس از به قدرت رسیدن به مشاوران این‌روزها عزیزش به بهانه‌ی فشار از بالا یا مصلحت و ...  پشت نکند. قدرت‌طلبی و مصلحت‌نگری کروبی هم‌چنان که قبل‌تر هم گفته بودم او را سخت خطرناک کرده است.

۲- مسئله‌ی دیگر توهم بعضی‌ها مثل این عزیز است که باز جوگیر شده‌اند و می‌گویند الان دیگر احمدی‌نژاد از رای برای تغییرچرخه‌ی رقابت خارج شده است و رقابت اصلی بین موسوی و کروبی‌ست. عزیزم اگر یک‌بار از آن جمع های انتلکتوئال دوروبرت بیرون بیایی، بی‌خیال این رای‌گیری‌های اینترنتی شوی و یادت بیاید که در مقابل جمعیت ۷۰ میلیونی و نزدیک به ۵۰ میلیون صاحب رای یک فیس بوک نهایتن ۱۰۰ هزار نفری چیزی نیست، می‌فهمی که هم‌چنان احمدی‌نژاد بسیار بالاتر از دو کاندیدای اصلاح‌طلب است. یادم هست که دو ماه پیش دوستی که مشاور فرهنگی آقای بذرپاش، مدیر عامل شرکت سایپا (از مسئولین اصلی ستاد تبلیغاتی احمدی‌نژاد در انتخابات قبلی و از دوستان نزدیکش) بود می‌گفت تفکر ما در انتخابات گذشته این بود که به جای رای یک خانواده‌ی بالای شهری که دونفر توی یک خانه‌ی ۵۰۰ متری در الهیه زندگی می‌کنند سراغ خانه‌ی ۶۰ متری اسلام‌آباد بروید که ۱۰ نفر با هم توی آن زندگی می‌کنند. حالا فکر کنید آن ده نفر همه احمدی‌نژاد باشند و این دونفرها یکی موسوی و یکی کروبی و دائم هم توی سروکله‌ی هم بزنند، این‌طوری هنوز فکر می‌کنید برد با اصلاح‌طلب‌هاست؟ در مورد شهرستان‌ها و روستاها هم همین‌طور. خوش‌بختانه یا بدبختانه من توی نزدیک به ۱۰ شهر مثل تهران، کرج، زنجان، تبریز، کاشان، کرمان، میانه، مراغه، چالوس، اصفهان، اندیشه، قزوین و ... یا رفت و آمد دارم و یا دوست و آشنای نزدیک دارم که از احوال خود شهرها و اطرافشان خبری موثق‌تر از آن‌چه ستادهای کاندیداها می‌گویند می‌گیرم. رای احمدی‌نژاد هم‌چنان بالاتر از بقیه است اما احتمال ریزش‌اش با نزدیک شدن به انتخابات افزایش می‌یابد. شکی در این نیست که رای اصلا‌ح‌طلبان در مقایسه با احمدی‌نژاد رشد بیشتری دارد و هرروز که به انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم بیشتر هم می‌شود، اما این نشانه‌ی پیروزی نیست و تا پیروزی راه زیادی داریم و خیلی بیشتر از این باید برنامه داشته باشیم و کار کنیم. نگران این هستم که این توهم‌ها باعث بشوند خاطره‌ی ۳تیر ۸۴ تکرار شود، در حالی که همه‌ی اطرافیانمان می‌گفتیم هاشمی و ملی‌مذهبی و روشنفکر دینی و مشارکتی و کارگزارانی و راست مدرن و ... همه یک‌صدا شده بودند، اما کسی که با اختلاف بسیار زیاد رییس جمهور شد محمود احمدی‌نژاد بود. این نوشته‌ام برای ناامید کردن خودم و شما نبود، یک هشدار برای آگاهی‌ و فعالیت بیشتر به‌جای توی سروکله‌ی هم زدن و توهم زدن و حرف بی‌خود زدن بود! شما و من چه طرفدار موسوی چه کروبی الان وظیفه داریم که از رای‌های احمدی‌نژاد و از تحریمی‌ها بکاهیم و به رای اصلاح‌طلبان بیفزاییم. نزدیک‌های انتخابات هم می‌شود فهمید که رای غالب مردم به کدام‌یک از این دو نفر است و تصمیم بهتری گرفت. البته اگر دگماتیسم روشنفکری گرفتارمان نکند.

۳- بعضی‌ها هستند که چیزی به اسم "رو" را در مقادیر متنابهی در اختیار دارند، کوچکترین خاصیتی ندارند، کوچک‌ترین کار و کمکی برایت انجام نداده و نمی‌دهند و همیشه هم انتظار دارند از خودت و وقتت مایه بگذاری تا در کارهای بیهوده‌ی آن‌ها شریک شوی یا کاری برای‌شان بکنی. هرچقدر هم مستقیم و غیر مستقیم می‌خواهی بهشان بفهمانی و بپیچانی‌شان انگار نه انگار. عزیزم بی‌خیال ما شو! برو سراغ همان‌هایی که به درودیوار متصلشان کردی و کلی بهشان حال دادی و پیش من گفتی ال است و بل است و از من باج‌گیری می‌کرد و ... و دوباره سراغ‌شان رفتی و دوباره این دایره تکرار شد. دوباره تکرارش کن. سود و ضررت هم برای خودت و همان‌ها، ما نمی‌خواهیم عزیزم. فکر می‌کنم حداقل خود من به شخصه در مورد همه، همه‌ی اطرافیانم رفاقتم را به دفعات ثابت کرده‌ام، بیشتر از این حال و حوصله‌ی مایه گذاشتن از خودم را ندارم به خدا!

۴- خواستم گفتن که "تو این فقر را به هیچ باز آوردی. این فقر را از این شیوخ بی‌خبر واپس‌تر کردی. تو با این فقر چه می‌خواهی که آن را واپس می‌اندازی از شیخی؟" اما هیچ نگفتم. جواب او سکوت بود. - (مقالات شمس)

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 5 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |