
چند روزی میشود که شمارهی جدید ماهنامهی
* راک، شیطانپرستی و چرندیاتی از این دست!
* راک ایرانی چه صیغه ای است؟!
* گفتوگو با شهرام شعرباف خواننده و آهنگساز گروه اوهام؛ از سوءتفاهم تا سوءتفاهم
* زمزمهی حافظ یا چرا اوهام رسمی نشد؛ بابک چمنآرا، مدیر سابق مرکز موسیقی بتهوون
* گفتوگو با امیر توسلی، سرپرست گروه پژواک؛ خاطرات استودیو پتو
* عقیم ماندهایم چون بیانگیزهایم؛ پیمان نیکسار، خواننده راک
* سرگذشت میزگردی که بود...
* نگاهی به گروههای مطرح راک ایرانی- شاید جایی دیگر
* گفتوگو با هومن جاوید؛ پرشین رپ از ما جلو زد
* مقایسهی تطبیقی کلدپلی و ردیوهد توسط سیامک آقایی نوازندهی سنتور
* هشت نفر و سه گروه برگزیدهی تاریخ موسیقی راک
* نگاهی به کلام در موسیقی راک ایرانی؛ سعید کریمی
* با اروین خاچیکیان؛ معروفترین موزیسین راک ایرانی دنیا: با خاطر ایران بیخیال متالیکا میشوم
* حاشیه نویسی برای روزهای رفته و نیامدهی راک ایرانی؛ یادداشتی از رضا یزدانی
* وودستاک در کرج؛ یادداشتی از دارا دارایی
و ...

حاشیهنویسی برای روزهای رفته و نیامدهی راک ایرانی
جهانم شکل خوابه...
رضا یزدانی (خواننده)
کلا موزیک راک چیزیست که از آنور آمده است و ما هم هرکاری برای ایرانی شدن و بومی شدناش میکنیم در حد یک تجربه است. یکی مثل اوهام از سازهای ایرانی در کنار این موسیقی استفاده میکند و یکی مثل من از کلام و ملودیهای ایرانیتر و امروزیتر. بههرحال هرکسی مهر و امضای خودش را دارد و این منافاتی با اصل قضیه که پراختن به موسیقی و موسیقی راک است ندارد. آلبوم اول من «شهر دل» که شعرهای مولانا بود زیادی راک نبود، بیشتر پاپ بود تا راک. اما از «پرنده بی پرنده» سعي کردم تمرکز بیشتر روی راک باشد. بهنظرم تجربهی استفاده از اشعار کلاسیک در این موسیقی زیاد جالب نیست. این را به عنوان کسی که هم از شعر کلاسیک استفاده کرده است و هم از ترانهی محاوره ای امروزی میگویم. بههرحال این موزیک علاوه بر سازبندی و ارکستر و دیگر ویژگیهای موسیقیاییاش، یک رسالتی هم دارد که اجتماعی بودنش است. ترانه های کلاسیک نمیتوانند از زندگی و جامعهی چندین قرن پس از خودشان بگویند. برای همین پس از آشنایی با یغما گلرویی سعی کردیم در خیلی از کارها به این ویژگی هم بپردازیم و چند تا از نمونههایش اینها شد: «برج» که اعتراضی به ساخت بیرویهی آسمانخراشهاست و فرهنگ برجنشینی. «مش رمضون» که گلایه از مهاجرت روستاییان به شهرهاست و خیلی از کارهای دیگر مثل «دنیای وارونه»، «جردن» و...
یکی از اصلیترین مشکلات موسیقی راک در ایران نداشتن گروه و بند است که دلیل آنهم مشخصا به مسائل مالی بر میگردد. وقتی سالی به زور یکی دو کنسرت داری و اجرا شدنش هم قطعی نیست، نمیتوانی یک گروه را از نظر مالی تامین کنی که با بندها و افراد دیگر نزند. حتی مسئلهی تمرین و تجربه هم عقیم میماند. همین باعث میشود که عملا چیزی به اسم بند راک در ایران نداشته باشیم. گذشته از این در خیلی از موارد مثل بخش صدابرداری کنسرت راک، استفاده از افکتها و صداهای آفلاین یا ترکیب صداها، داستان دیستروشن و ... مشکلات بسیاری داریم که روی کیفیت موسیقیها و اجراها تاثیر مستقیم میگذارد. حتی در آلبومها هم هویت اصلی موسیقی راک که زنده بودن سازهاست کمتر دیده میشود. وقتی یک پروگرام از آنور میآید که مثلا درام لارس یا گروه هالوین را حتی با تاچ نوازنده در بهترین کیفیت دارد، نمیتوان از موزیسینها و خواننده ها انتظار داشت که تن به صدابرداری زنده بزنند، کلی هزینه را متحمل شوند، هزینهی ساز و نوازنده و استودیو و ... و در نهایت هم یک دهم کیفیت آن سمپل را به دست نیاورند. این موضوع هم از مسائل مالی عاید میشود، باید سرمایهگذاری وسیعی در این زمینه صورت بگیرد تا تجهیزات و لوازم و سواد لازم وارد شود، ولی اتفاق افتادنش به این زودیها محال است. متاسفم که در حال حاضر خیلی از دوستان و همکارانم نمیتوانند کار کنند، یا گروههایشان از هم پاشیده و یا انگیزه و پول لازم را برای ادامهی کا ندارند. اگر هم من هنوز سرپا ماندهام بهخاطر سینما و امکاناتش است که روزنهای برای نفس کشیدنمان شده. این تب رپ و هیپهاپ و ... میآید و میرود، چیزی که میماند موسیقی استخواندار و باریشه است. اگر رپ موفق شده است بیشتر بهخاطر سلیقهی مردم است که موزیک دامبولی و رقصی را دوست دارند و این موسیقی قابلیت نزدیک شدن به آن را دارد، همانطور که در اکثر آهنگهای معروفش در یکی دو سال اخیر این را میبینم. اما راک که ویژگی دامبولی شدن ندارد! با اینهمه راک همیشه میماند، چون ریشهدارد. همهی دنیا هم همینطوری بوده و هست. خیلی از موسیقیها آمدند و رفتند، اما آیا راک هم از بین رفت؟ شاید راک ایرانی با کمی مقاوت بیشتر روزهای خوبی را هم داشته باشد، فقط کاش کسی دستش را بگیرد تا بیشتر از این نحیف و رنجور نشود.
پينوشت: البته به نظر من و خيلي از دوستان و حتي خود رضا، رضا يزداني بيشتر پاپ راك است و حتي پاپ تا راك، اما تركهاي راك هم دارد، مثل همانهايي كه خودش مثال زده است. از رضا راكتر در اين پرونده كم نداشتيم اما چون مطلب او كوتاهتر از بقيه بود اينجا گذاشتمش.