تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - بگو از چیه که من دلم گرفته ...

به قول علیرضا پور یوسف :
چه شب خوشگلی بود دیشب !

بعضی وقتها نمی شود آدم از احساساتش بگوید. مثل دیشب و الان که نمی توانم بگویم چقدر خوشحالم و چقدر آرزوهای خوب برایت می کنم رفیق. عزیز .  خوش به حال یاشار و علیرضا که وقتی هم خوشحال هستند می توانند گریه بکنند .

یک خبر هم خدمتتان بدهم که بنده بالاخره در ادامه ی دیشب که به خیابان گردی و باران و بره سفید ختم شد دو سه لقمه کله پاچه خوردم ، برای اولین بار در عمرم !!  فقط به خاطر اینکه یک نفر یکهویی گفته بود کله پاچه نمی خوری و گفته بودم نه و جواب شنیده بودم که معلوم هست ، به قیافه ات نمی خورد!!!


جدیدترین شماره ی نشریه ی ادبی عروض با مطالبی در مورد ادبیات ، ترانه و ... منتشر شد. 

یادداشتی از من در باره ی ترانه

ترانه ای از نیما کوکلانی

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی