تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - نگاهی به موسیقی سریال یوسف پیامبر


رو علم بر مصر زن وز چاه کنعان درگذر*

1)   جز مواردی اتفاقی پیگیر محبوب‌ترین مجموعه‌ی تلویزیونی ایرانی‌ها در چند سال اخیر نبودم و برای همین تازه فهمیدم که هفته‌ی پیش مجموعه‌ی تلویزیونی «یوسف پیامبر» یا همان یوزارسیف محبوب ایرانی‌ها تمام شده است، برای همین با یک هفته تاخیر نسبت به پایان آن به بررسی موسیقی‌اش می‌پردازیم. شاید بیش از چهار، پنج بار موفق نشدم این سریال را ببینم و قطعا این هم از کم سعادتی ما در همراهی با مردم فرهنگ دوستمان بوده است. به‌هرحال هدف ما در این نوشته بررسی کیفیت سریال نیست، قرار است در مورد موسیقی این مجموعه به آهنگسازی پیمان یزدانیان بنویسیم، گرچه نمی‌توان از کیفیت کلی یک مجموعه در زیرشاخه‌هایی از آن که تاثیر مستقیمی بر هم دیگر دارند گذشت.

2)   پیمان یزدانیان آهنگسازی‌ست با سابقه‌ای مشخص و قابل اعتنا. او آهنگسازی موفق در دو دهه‌ی اخیر سینمای ما بوده است و خوشبختانه با توجه به این که چهار آلبوم موسیقی از ساخته‌های مختلف سینمایی او منتشر شده است، امکان قضاوت و تحلیل در مورد ساخته‌های موسیقیایی او را آسان‌تر می‌نماید. استقبال هنردوستان از این آلبوم‌ها هم قابل توجه است، گرچه فکر می‌کنم در مواردی از آن‌ها شنیدن موسیقی در یک پکیج جدا از تصویر باعث لذت بردن از آن شده است و همان موسیقی بر روی پرده‌ی سینما بضاعتی که در آلبوم دارد را به ما نشان نداده بود. خوب این قطعا یک اشکال در فرآیند موسیقی فیلم است، گرچه این اتفاق فقط در اندکی از تجربیات پیمان یزدانیان قابل لمس است.

3)   اگر قرار باشد مستقیم به اصل قضیه بپردازیم باید بگویم که پیمان یزدانیان در مجموعه‌ی «یوسف پیامبر» موفق نبود. این عدم موفقیت دلیلی بر کم کاری او یا ضعیف بودن موسیقی‌اش در این مجموعه نیست. شاید بشود دلایل مختلفی را برایش پیدا کرد که بعد از گپ و گفت با خود او امکان‌پذیر است. در مجموعه ای مثل یوسف پیامبر که یک مؤلفه‌ی بسیار پررنگ به اسم تاریخی بودن را با خود دارد و تقریبا همه‌ی قسمت‌های آن در زمان و جغرافیای مشخصی می‌گذرد، کم توجهی به موسیقی بومی، ملودی‌ها و سازهای آن گستره‌ی تاریخی و جغرافیایی باعث از دست دادن قسمت عمده‌ای از ظرفیت‌های موسیقی برای همراهی با تصویر و قصه می‌شود. متاسفانه بی‌توجهی به این مسئله ضربه‌ی بزرگی به موسیقی پیمان یزدانیان زده است. می‌گویند اولین فرهنگ عظیمی که کل جامعه خود را با جادوی موسیقی و رقص درآمیخت، مصر باستان بود. مصریان باستان از زندگی به تمامی استفاده می‌کردند و در مصر باستان جشنی برگزار نمی‌شد، مگر اینکه در آن موسیقی و رقص وجود داشت. مصر با توجه به چنین تمدن کهنی که دارد سرشار از ملودی‌ها و سازهایی در موقعیت‌های مختلف تاریخی‌ست. از آهنگسازی با مطالعه و باسواد مثل پیمان یزدانیان انتظار می‌رفت توجه بیشتری به این موضوع بکند.

4)   یزدانیان در اکثر تجارب سینمایی‌اش نشان داده است که علاقه‌ی زیادی به استفاده از فواصل و هارمونی‌های مدرن در موسیقی‌ دارد. این مسئله با توجه به تسلط او به موسیقی کلاسیک و حال و هوای فیلم‌هایی که در کارنامه دارد باعث موفقیتش در کارهای قبلی بوده است. اما در مجموعه ای مثل «یوسف پیامبر» که پربیننده‌ترین سریال سال های اخیر تلویزیون بوده است و قطعا پیش‌بینی این موضوع هم از ابتدای ساخت آن می‌رفته است، استفاده از المان‌ها و موتیف‌های موسیقی مدرن برای توده‌ی مردم ایران که گوش موسیقیایی بسیار ضعیفی دارند، باعث پس‌زدگی و عدم جذابیت می‌شود. گذشته از این نبود یک ملودی مشخص و پررنگ که بار اصلی موسیقی را به دوش بکشد و سایر قسمت های موسیقی را به هم پیوند بدهد، مخصوصا در کشوری که مردمش درکوچه و بازار تا مدت‌ها موسیقی‌های مورد علاقه‌شان را با سوت و دهن و ... می‌زنند می‌تواند یک نقطه‌ی ضعف باشد. «روزی روزگاری»، «امام علی»، «سربداران»، «ولایت عشق» و ... نمونه هایی از موسیقی‌هایی‌اند که به‌خاطر داشتن یک ملودی پررنگ در مجموعه یا تیتراژ، توانستند به حافظه‌ی مردم راه باز کنند. شاید در خیلی از موارد از نظر موسیقیایی موسیقی «یوسف پیامبر» پیچیده‌تر و پربارتر باشد، اما می‌شود این سوال را مطرح کرد که آیا وظیفه‌ی آهنگساز یک مجموعه‌ی پر بیننده‌ی تلویزیونی نوشتن قطعات موسیقیایی بسیار قوی و آن‌چنانی‌ست یا همراهی با تصویر و کمک به آن برای ماندگاری احساسی‌اش در ذهن مخاطب؟

سنگ ها و ديوار هايي از مصر باستان5)   تنظیم‌کننده‌ی تیتراژ پایانی «یوسف پیامبر» بردیا کیارس بود. پیمان یزدانیان دلیل این کار را تلاش برای آشتی دادن موزیسین‌ها با هم و تلاش برای انجام دادن یک کار گروهی موفق می‌داند. اما اینکه آیا این حرکت هم موفق بوده است یا نه جای بحث دارد. نه تنها تیتراژ سریال بلکه اکثر قسمت‌های آن هم از قطعات موسیقیایی بسیار خوبی تشکیل شده‌اند که کمترین ارتباط را با تصویر دارند. نمی‌دانم استفاده‌ از ساز پیانو در تیتراژ این سریال به‌خاطر این بوده است که پیمان یزدانیان نوازنده‌ی توانای پیانوست یا توجیه تصویری و موسیقیایی دارد؟ تا جایی که من می‌دانم پیانو سازی‌ست که عمرش به زمان زندگی حضرت یوسف نمی‌رسد، از نظر جغرافیایی هم که متعلق به اروپاست، نه مصر باستان. ما سازهای بادی و کوبه‌ای بسیاری داریم که هنوز هم که هنوز است بدوی بودن خودشان را حفظ کرده‌اند. علاوه بر این باتوجه به این‌که مصر کشوری در شمال افریقاست و سازهای افریقایی زیادی هستند که وارد موسیقی دنیا شده‌اند، استفاده از آن‌ها می‌توانست حال‌وهوای آن روزگار را تداعی کند. برخی محققین معتقدند احتمال وجود نوعی نی (البته نه نی عربی مرسوم و رایج امروز) که سوراخ‌های کمتری داشته است در زمان مصر باستان وجود دارد. گذشته از این سازهایی مثل لیر و هارپ در هرجایی که استفاده می‌شوند می‌توان حال و هوای بدویت را در آن‌ها جستجو کرد؛ لیر بیشتر این خصوصیت را دارد و هارپ کمتر. از دیگر سازهایی که می‌گویند با مصر باستان نزدیکی دارند می‌توان به صدای چنگ، عود، طبل، فلوت، دایره‌زنگی، قاشقک و سنج اشاره کرد. به عنوان نمونه در فرهنگ قديمي سومر عود يک آلت موسيقي شناخته شده نبوده است ولی تصاویری از مجسمه‌های مصر باستان وجود دارد که نوازندگانی را با سازهایی شبیه «عود» و «دایره زندگی» نشان می‌دهد. مي توانيم بگوييم که وجود عود و وجود تمدن موسيقي مصر تقريباً همزمان بوده اند. عود رايج ترين سازي بوده است که در مهماني ها و نيز مراسم مذهبي نواخته مي شده است. از اين ساز براي آوازهاي مذهبي نيز استفاده مي شده است. «هيرودوس» تاريخ نويس يوناني، به نوازندگان مصري اشاره مي‌کند که روي عرشه‌ی يک کشتي مي‌نشستند و در طول مسير رودخانه نيل ساز مي‌زدند. دانشمندانی مثل ارسطو، اقلیدس و فارابی هم در مورد موسیقی آن روز و روزگار تحقیقات زیادی دارند. البته این دانشمندان بیشتر در مورد موسیقی یونان و موسیقی عربی تحقیق کرده‌اند، اما از دل تحقیقات آن‌ها می‌توان کلیدهایی را هم در مورد موسیقی مصر باستان پیدا کرد. به درستی سریال «یوسف پیامبر» چرا از چنین فرهنگ غنی‌ای بی‌بهره مانده است؟

6)   در سابقه‌ی تصویری ما فیلم‌هایی مثل لورنس عربستان یا محمد رسول‌الله (ص) هم وجود دارند که آهنگساز توانایی مثل موریس ژار با تحقیق و تاکید بر موسیقی بومی و استفاده از ارکستر بزرگ موسیقی کلاسیک شاهکارهایی را در عرصه‌ی موسیقی و تصویر خلق کرده است. این‌ها فقط برای یادآوری این است که نوشتن موسیقی خوب منافاتی با استفاده از موسیقی بومی و تاریخی ندارد.

7)   همان‌طور که در ابتدا گفتم پیمان یزدانیان آهنگساز توانایی‌ست و قطعا برای این سریال هم کم‌فروشی نکرده است. این را از زیبایی قطعاتی که نوشته است می‌شود فهمید. اما بحث ما بیشتر حول این بود که آیا این قطعات زیبا نسبتی هم با تصویر و سریالی این‌چنینی داشتند یا نه؟ گذشته از این استفاده‌ی پرحجم از موسیقی در خیلی قسمت‌های سریال هم باعث شده بود که گوش شنونده اذیت شود و دیگر حوصله‌ای برای لذت بردن از آن نداشته باشد. دیگر این موضوع ارتباطی به پیمان یزدانیان ندارد، بلکه به مونتور، صداگذار و کارگردان برمی‌گردد که خواسته‌اند ضعف‌های سریال را در تصویر با موسیقی شلوغ و زیاد بپوشانند.

 

 

 

*عنوان مطلب مصرعی از خواجوی کرمانی

پي‌نوشت: منتشر شده در صفحه ۱۲ روزنامه اعتماد ملي  ۵شنبه ۲۴ ارديبهشت ۸۸.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی