
پس از آنهمه داد و هوار ما و شاید لبخندهای بیتوجه دوستان روزنامهنگار، حالا که اینها هم کلی از اعتبارشان را برای یک آدم معلومالحال صرف کردند و تازه فهمیدند که یارو چه کاره بوده است، دادشان در آمده است. به حمیدرضا منبتی میگفتم که از بابت بیتوجهی دوستان به حرفهای ما که میدانتم قطعا خوانده و شنیدهاند ناراحت نیستم، از این ناراحتم که علارغم تجربهی ناکام دو تیم مختلف روزنامه نگاری و صرف هزینههای مادی و معنوی زیاد از طرف ایشان، اگر رضا رشیدپور سراغ تیم جدیدی برود و آن وعدههای رنگارنگ را بدهد باز هم خیلیها را فریب خواهد داد. این به دلیل سادهلوح بودن ما روزنامهچیها نیست، بهخاطر فضای گندیست که در فرهنگ و رسانهی ایران حاکم است، فضایی بسته و بیپول که چند وعدهی شبه آزاد و بیسانسور و با پول، همه را وسوسه میکند. حتی دوستانی را که یکبار از این سوراخ گزیده شده بودند و یک زمانی پای تلفن یا در ملاقات حضوری میگفتند ال میکنیم و بل میکنیم و هوار میزدند و به این آقا فحش می دادند، باز هم به سراغش رفتند و همکار مجدد شدند یا قصد داشتند بشوند. دنیای عجیبیست، خدا را شکر ما هنوز فحش ندادهایم!
پینوشت۱: ای دل از این خیالسازی چند/ به خیالی خیال بازی چند/ از سر این خیال درگذرم /دور به زین خیالها نظرم ... (هفتپیکر نظامی گنجوی)
پینوشت۲: نمایش عروسکی "علیبابا و چهل دزد بغداد" به کارگردانی جواد ذوالفقاری و بازی و عروسکگردانی پسرداییعزیزم، حامد ذبیحی در حال حاضر در کارگاه نمایش مجموعهی تئاتر شهر بر روی صحنه است. نکات جالب اینکه ذوالفقاری از اولین و مهمترین اساتید تئاتر عروسکی در ایران است و این نمایش نیز در جشنوارهی اخیر تئاتر فجر بهصورت مشترک با همراهی یک گروه لهستانی اجرا شد و در حال حاضر به صورت همزمان هم در تهران و هم در لهستان بر روی صحنه است.
پینوشت۳: مهر: گزارش تصویری نمایش عروسکی "علی بابا و چهل دزد بغداد"