تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - خواندن را ادامه بدهید! ادامه...

پاسکال این سؤال را مطرح می‌کند: اگر بینی کلئوپاترا چند میلی‌متر بلندتر بود، دنیا چه سرنوشتی پیدا می‌کرد؟ و حالا اگر شخصیت مورد نظر ما به جای ۱۵ اوت ۱۷۶۹ در ۱۵ اوت ۱۷۴۹ متولد می‌شد چه سرنوشتی در انتظارش بود؟ و بُنه جواب می‌دهد که او احتمالن یک افسر معمولی توپ‌خانه می‌شد که به زحمت تا درجه‌ی سرگردی ارتش لویی شانزدهم ارتقاء پیدا می‌کرد، بعد در خانه‌ای در برهوت دهکده‌ی شهرستانی دور افتاده عزلت‌نشین می‌شد و روزگار را با مرور نقشه‌ها و بازسازی جنگ‌هایی که اتفاق افتاده بود سپری می‌کرد و این‌که چگونه می‌شد نتایج متفاوت‌تری از واقعیت آن جنگ‌ها به دست آورد، چنان‌چه تحرک نیروها منسجم‌تر می‌بود و تعهدی انقلابی به کار گرفته می‌شد. خلاصه زندگی را در فلاکت و دیوانگی می‌گذراند.
ظاهرن شوخی بدی نبود، پس مجبوریم ادامه بدهیم و بگوییم اگر ناپلئون بناپارت در سال ۱۷۸۹ یعنی بیست سال بعد که سال وقوع انقلاب است متولد می‌شد چه عاقبتی پیدا می‌کرد؟ فکر می‌کنیم همانی می‌شد که از جوانی و در تمام زندگی‌اش خواب‌اش را می‌دید که بشود: احتمالن نویسنده می‌شد.

(نقاب برکش بناپارت (میزگردی تلویزیونی با حضور ناپلئون بناپارت، شاتو بریان، ساوی نیو، یک جوان امروزی و مجری)/ لئوناردو شاشا/ رضا قیصریه/ نشر مشکی/ چاپ اول ۱۳۸۴)

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 3 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |