تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - و بعد اسم جدیدی برای درد شده *

۱- دنبال بهار نیستم، منتظرش نیستم و این بی‏انتظاری هیچ غمگین نیست؛ بیشتر خموده و کرخت است. شاید بیاید و یک‏هو همه‏چیز را تکانی بدهد، اما من انتظارش را نمی‏کشم... شاید یکی دو روز بگذرد و این‏جا سرحال‏تر باشد.

۲- تو بگی چیه تو مغزت، من خانوم خوشگله می‏شم
   اونی که حتی تو خوابم، زدنش مشکله می‏شم
   تو می‏خوای بری تو ابرا، روی قله‏ها بشینی
   گرچه خسته‏ام ولی باز، پلّه می‏شم...پلّه می‏شم....
                                     پلّه.... 

۳- حس خوبی ندارد، شاید شبیه تجاوز باشد، چوب دوسر گهی‏ست.                           

پی‏نوشت: نشسته است و شمرده‏ست غصه‏هایش را/ و بعد اسم جدیدی برای درد شده (سید مهدی موسوی)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |