
هاني باعث شد آرشيو وبلاگم را زيرورو كنم و به اين شعر محمود طلوعي برسم. محمود پديدهي عجيبيست. خوشحالم كه آن روزها بعد از حسين غياثي دومين نفري بودم كه كشفش كردم. لذت كشف، لذت غريبيست.
عکسای ِ اخیرشو تو کشور
میخرن به قیمتی خدا تومن
سوژهی تموم ِ بچهها شده
زده روی دست ِ نیکول کیدمن
خبرا حاکی از اینه که یکی
سر خود تنهاییمو به هم زده
بیاجازه اومده تو زندگیم
زده آرایششو به هم زده
صحتِش زیر ِ سواله توی عکس
چشاشو گذاشته تو مزایده
زده تو خط ِ گل و مُراوده
اعتراض ِ رفقامم وارده
دیگه توجیهی ندارم، بُکنم
دیگه توضیحی نداره که، بده
یه تن و این همه جای ِ دندون
بی غرض پدیدهی امساله
مشکل ِ من تلفن تنها نیست
همه جای ِ بدنش اشغاله
سرِ من وقتشه زیرِ آب بره
بمونم تو ماهِ جاری واسه کی؟
یا حقوقمو به کی هدیه کنم
یا برم اضافه کاری واسه کی؟
کی بیاد دس بکشه رو کچلیم
کی بیاد لی لی به لالام بذاره
تازه اینایی که گفتم به کنار
بچههامو کی به دنیا بیاره؟
خبرا شاکی از اینه که یکی
جفتمو ازم زده، بَدم زده
هُل شده مرتیکهی بی همه چیز
زده آرایششو به هم زده
(محمود طلوعی)
پينوشت: بعد از حرفهايي كه زديم چقدر آرامم! آخيش!