تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - لبه‏ی جشنواره

۱- جشنواره‏ی فیلم فجر شروع شده است. با بهرام بیضایی‏اش و خیلی‏ها که امیدوارم غافلگیرمان کنند. امیدوارم امسال دوباره بهنام بهزادی، محسن امیریوسفی یا بایرام فضلی دیگری هم  کشف شوند. امیدوارم مثل دوسال اخیر آن‏هایی که انتظار داریم کارشان خوب باشد زیادی توی ذوقمان نزنند!

۲- "وقتی همه خوابیم" بهرام بیضایی را خیلی دوست داشتم. همان‏قدر که "سوپراستار" میلانی به نظرم سفارشی و اعصاب خوردکن آمد یا "هر شب تنهایی" رسول صدرعاملی کسل‏کننده. منتظر این فیلم‏ها هستم:
"بیست" عبدالرضا کاهانی. "عیار ۱۴" پرویز شهبازی. "صداها"ی فرزاد موتمن. "پستچی سه بار در نمی‌زند" حسن فتحی. "بی‏پولی" حمید نعمت‏الله و "تردید" واروژ کریم‌مسیحی.
  گفته‏اند "درباره‏ی الی" اصغر فرهادی هم قرار است باشد!

۳ -  برعکس خیلی از دوستان از اینکه مطبوعاتی‏ها امسال دوباره در سینما فلسطین هستند خیلی خوشحالم. از میدان گلها تا فلسطین ده دقیقه هم نیست و به من که خیلی خوش می‏گذرد. هرکس هم شکایت دارد یا راهش دور است شب بیاید خانه‏ی من! (البته می‏دانید که این یک تعارف بود!)

۴- این شب‏های ترانه گفتن، فیلم دیدن‏های مداوم و خوابیدنم وسط خیلی از فیلم‏ها، ترانه‏هایی که شبیه من نیستند اما دوستشان دارم، دور هم بودن‏های سرخوش و تنهایی‏های کلافه، این شب‏های دو، سه ماه اخیر را دوست دارم. اما دلتنگ چیزی‏ام که نیست...

۵- به قول امیر توده فلاح: "حسین غیاثی دهنت سرویس!" از دیشب این یک بندت بدجوری رفته‏ توی مخم:
نه تسکین دردی، نه تصویر ِ گریه
زدی زیر ِ حرفت، زدم زیر ِ گریه

چه‏قدر خوب است پسر. مرسی. مرسی!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |