تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - به FUCK می‌رویم!

۱ - هرشب "آخرین دعوت" سهیلی‌زاده را می‌بینم! نه آهنگسازش، آرمان موسی‌پور که از دوستان خوبم است و نه حاشیه‌های ترانه‌ی تیتراژش که کم و بیش درگیرم کرد و قصه‌ای دراز دارد، بلکه فرامرز قریبیان و حامد بهدادش باعث شدند پای قسمت اول بنشینم و همین حامد بهدادش باعث شد هر شب به این عادت ادامه دهم. یک صحنه‌ی بازی بهداد در مقابل شهرام عبدلی در قسمت امشبش برای اثبات این مدعا کافی بود. واقعا کمتر بازیگری توی ایران می‌توانست آن صحنه را دربیاورد. حامد جان! خیلی بازیگری به‌خدا!

۲ - توی روز روشن حق اوساسونا را خوردند. دیدید؟ نکونام گل زد و تیم ته جدولی‌اش داشت توی سانتیاگوبرنابئو رئال مادرید را می‌برد که داور دوتا پنالتی مسلم را به نفع اوساسونا نگرفت و بازیکنش را هم به ناحق اخراج کرد! این‌طوری بود که اوساسونا بازی برده را سه بر یک باخت. این بازی هم از آن بازی‌ها بود!

۳ - حرف فوتبال شد. می‌گویم خودمانیم، از بازی استقلال لذت می‌برید؟ می‌بینم صدایی از پرسپولیسی‌ها در نمی‌آید. ها؟! چه‌خبر است؟!

۴ -این ترانه مال یکی دو ماه پیش است، آن چند روزی که کلافه بودم و حالا دیگر اصلا کلافه نیستم. قصه‌اش گذشته و حالا خود ترانه را دوست دارم: 

فکر می‌کردم که هم‌زاد همیم
شعر می‌‌گفتم که بی‌رویا نشی
زخم می‌خوردی که پشتم تا نشه
زخم می‌خوردم که تو تنها نشی
...
این‌همه یار به ‌گا دادن منو
زندگی... کار... به گا دادن منو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |