
برف، یک کودک است. مرگ، یک کودک است. عشق، یک کودک است. مرگ مانند عشق موجب بهتی سفید رنگ میشود. عشق مانند برف، مرگ مانند عشق، تب کودکی را در ما بیدار میسازد. مرگ، نوزادان، سالمندان و یا پریهای چهل و چهار ساله، چهل و چهار ساله و نیمه را در آغوش میگیرد و درست لحظهای پیش از آن، عمرشان را از ایشان میگیرد. مرگ، عشق و برف، خارج از محدودهی زمان، ما را مفتون میسازند. همهی ما دربرابر برف کودکی بیش نیستیم، همهی ما دربرابر عشق، کودکی بیش نیستیم،همهی ما دربرابر مرگ، کودکی بیش نیستیم. برف کودکی است در لباسی سفید....
(فراتر از بودن/ کریستین بوبن/ برگردان نگار صدفی/ نشر ماهریز)