تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - کدام وطن؟

یکی دیگر از دوست‏های خیلی خوبم امشب می‏رود. پرواز می‏کند به فرانسه. از این‏جا می‏رود. از آغاز امسال این سومین دوست نزدیکم هست که می‏رود. یکی رفت رومانی که دندان‏پزشکی بخواند و برنگردد، یکی رفت امریکا و حالا... چندتایی هم که در تدارک رفتن‏اند. فقط دوتا از بچه‏های موزیسین قصد مهاجرت به کانادا را دارند، بقیه بماند... خیلی وقت است که نمی‏توانم به نتیجه‏ی درستی در مورد این‏جا برسم؛ جایی که اسمش وطن است، دوستش دارم، همه چیزم، همه کس‏ام اینجایند... اما واقعا نمی‏دانم جای ماندن هست یا نه. شاید حرف آرش به بهاران حرف درستی بود: "حالا که می ری طوری برو که دلت تنگ نشه. اگه هم تنگ شد ... برنگرد."

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی