تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - برگرد؛ چترو بردار

...

می‏ری که پشتِ ابرا
درگیرِ گم شدن شی
می‏بخشمت به بارون
شاید حلال من شی

من بی‏تو نیست می‏شم
مثل بخارِ چایی
از بس که خیس ِ آبم
سنگین‏تره جدایی

پی‏نوشت اول: ترانه‏ای بود که یک سال درگیرم کرد و دیشب با این دو بند تمام شد! امیدوارم این یکی زودتر منتشر شود و ... همین! زودتر منتشر شود!

پی‏نوشت دوم: آی باران! خیسی خیابان‏هایت پیدا نیست!

پی نوشت سوم: بعضی وقت‏ها مثل این یک ماه اخیر می‏بینم که دلم با اینجا نیست... کاش رفته بودم... می‏ترسم از پشیمانی و روزهای رفته....

پی نوشت چهارم: آخرین ساخته‏ی جولی تیمور مثل کارهای قبلی‏اش عالی‏ست. شاید چند تا از دوستان یادشان باشد که دو سال پیش گفتم این خانم که سابقه‏ی کارگردانی و عروسک‏گردانی تئاتر را دارد و اصلا هنر را از آنجا شروع کرده، کارگردان بزرگی می‏شود. هنوز هم بر این عقیده‏ام و منتظر تندبادی که قرار است ایجاد کند. (البته این فیلم دوباره سازی فیلمی‏ست که به عنوان اولین تجربه‏ی سینمایی تیمور و به صورت ویدیویی ساخته شده بود.) او که با تیتوس یک شاهکار تاریخی/تخیلی و با فریدا یک عاشقانه ی صمیمی را بین موسیقی و نقاشی روایت کرد، در "اطراف دنیا" سراغ موسیقی و تئاتر رفته است تا سیاهی های جنگ ۳۰ ساله‏ی ویتنام را با همراهی جان لنون و ل مک کانتری و ... نمایان تر کند. ترانه‏های ماندگاری مثل "منو محکم  بگیر" و "هی جود" هم در این فیلم موزیکال سرخوشی‏های ممتدی را ایجاد می‏کنند. مخصوصا جان لنون‏اش... البته نباید از موسیقی اورجینالی که الیوت گُلدن‏تای برای این فیلم ساخته هم به راحتی عبور کنیم. بیشتر نمی‏گویم. فیلم را ببینید تا حالتان خوش شود!

پی‏نوشت پنجم: ترانه که خوب باشد، حالت خوب می شود. این را بخوانید... شما هم خوب می‏شوید!

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |