تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - بدون تو
۱- هنوز اسم باران که می‌آید یک‌جوری می شوم. هنوز دل‌تنگ... هنوز...

۲- حقیقت این است که اگر اسم پاییز و باران، صالح‌علا را یادم نیندازد، نمی‌شود. همین است که در این روزهای بی‌خبری دوست دارم این‌چند خط را تقدیم کنم به محمد صالح‌علا و پسرش باران. به یاد همه‌ی روزهای رفته و شب‌های "کشک‌خوری"...

۳-

هنوز، این‌جا که بارونه
به یادت ابر می‌چینم
به رویای تو می‌افتم
چشات و خواب می‌بینم

هنوز این‌جا که عکست هست
ستاره رنگ می‌بازه
شب از ماه ِ نگاه ِ تو
همه‌ش درگیر ِ اعجازه

هنوز این لحظه‌ی بی‌تو
به بدحالی گرفتارم
نمی‌بینی که از عکست
چشامو بر نمی‌دارم؟

... هنوز
       این‌جا
         بدون تو....

(میثم یوسفی)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 1 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |