تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - اندکی صبر، سحر نزدیک است

ما ایرانی‌ها عادت داریم که همیشه به‌جای تعریف از هر اتفاق خوبی، زود به فکر تخریب آن باشیم. چون فکر می‌کنیم اگر کسی کار خوبی انجام می‌دهد و در آن موفق است، جای ما را تنگ کرده است. همین‌جاست که بعضی از حاشیه‌ای‌های موسیقی و خبرپراکنی، دو روز گذشته را به تخریب کار بزرگی که فردین خلعتبری با همراهی گروه پارسیان، گروه کر نوری، علیرضا قربانی و چند نوازنده‌ی درجه یک کشور مثل بابک ریاحی‌پور در شب جشن خانه‌ی سینما انجام داد، سپری کردند. یکی می‌گوید قربانی در قطعه‌هایی که خواند لب می‌زد، دیگری می‌گوید خلعتبری فلان قدر پول گرفته است و یک کار کم ارزش را تحویل داده. در حالی که دورادور خبر داشتم که چه زحمت‌هایی برای این اتفاق کشیده شد. خلعتبری باید به‌جای این‌که فکرش را متمرکز گروه‌اش بکند، باید غم خرابه‌ای را هم می‌خورد که قرار بود چند شب دیگر پذیرای نزدیک به هفت هزار نفر میهمان باشد. باید شب جشن نگران مجوزهایی می‌بود که برای گروه موسیقی صادر نشد و نهایتا مجریان مراسم با مسئولیت خودشان گروه را روی استیج فرستادند. باید فکر این را هم می‌کرد که از فردا همه‌ی آدم کوچولوها شروع به عقده‌گشایی خواهند کرد و لیچار خواهند بافت. اگر همان یک حرکت فوق‌العاده‌ی گروه موسیقی را که وقت جایزه دادن شروع به نواختن قطعه‌ی مربوط به جایزه گیرنده را می‌کردند و گروه کر صدا، دوربین، حرکت می خواندند را فهمیده باشند، باید بزرگی و منحصر به فرد بودن آن شب را درک کنند. اگر "یه شب مهتاب" را فهمیده باشند، باید بزرگی آن شب را درک کنند. البته اگر فهمیده باشند. با این‌همه این مسائل چیزی از بزرگی کار گروه موسیقی کم نمی‌کند. از آن‌هایی که انصاف دارند و متخصص‌اند بپرسید که گروه موسیقی چه شاهکاری ارائه کرد. اگر اغراق نباشد می توانم بگویم همه‌ی زیبایی‌های شب ملی سینمای ایران را به تنهایی خلق کرد. از کارن همایون‌فر و ناصر چشم‌اذر به عنوان متخصص و رویا تیموریان، مسعود رایگان، بهمن فرمان‌آرا، حامد بهداد، رویا نونهالی، شهاب حسینی، فلانی، فلانی و ... همه‌ی هفت هزار نفرعلاقه‌مند با انصاف آن شب بپرسید که چه خبر بود. این کوچولوها را هم فراموش کنید. آن‌ها همیشه هستند و حرف‌هایشان مثل خودشان بی‌اهمیت است! به فردین خلعتبری خسته نباشید می‌گویم و امیدوارم این اتفاقات که باعث می‌شود سینما و موسیقی هنوز، حتی اگر از روزنه‌ای کوچک نفس بکشد، مداوم و مکررتر باشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 1 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |