تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - سفرنامه‌ی شامات 1
کمر نخل های دمشق خشک است
آب ندارد و نفت هم.
زیتون‌هایش سوخته‌اند 
-حتی وقتی بوی دیکتاتورها را می‌دهند
انگار این‌ها هم -مثل همه‌ی خاورمیانه‌ای‌ها- دیکتاتورها را دوست دارند
این‌جا عشق ندارد
دروغ بود...
دمشق هرگز عشق نداشته است!


رضا جان
دمشق جمع اضداد است
شاید بازار شام که می‌گویند، همین است
برایت بیشتر خواهم نوشت
فردا می روم بیروت
از آنجا برایت نامه‌های خوشگل می‌فرستم،...
نه! ... می‌آورم
فعلا بیست و پنجم را بدون من خوش باشید تا ببینیم چه می شود!
سلام برسان
به همه‌ی اصحاب و انصار.
به آرش سلام نرسان چون مثل خودت تلفنی جویای حالش هستم!
فدای سیبیلهایت!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی