تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - همیشه مدیونم

آره! جن‌زده واژه‌ها رو            دوسِت دارما توي كيسه
دلا طعم خميازه مي‌دن             رفاقت دچارِ دسيسه

دو سال پیش بود؛ یکی از دوستان می‌گفت که الان ما با هم دوستیم و دلیلش این است که دوستی‌مان برای هردوي ما سودآور است. گفتم دوستی تو چه سودی برای من دارد؟ گفت دوستی تو که برای من سودآور هست... و خندید و خندیدم!
حالا مدتی‌ست که از او بی‌خبرم چون از اين نگاه يا از سودرسانی یک‌طرفه خسته شده بودم. هیچ‌گاه دوستی‌ها را این‌گونه نمی‌بینم، اما آن‌قدر حساب‌گری توی این زندگی زیاد شده است که می‌ترسم روزی دچار آن شوم و دوستان نزدیکم را به دلیل چنین موضوع فاسدی از دست بدهم. حقیقتت همین است که نگرانم.


هميشه بهانه‌های كوچكی وجود دارند...


نوشته بودم که نصفه‌های این ترانه را با رضا شروع کرده بوديم. حالا تکه‌تکه‌هایش به طور مداوم بیشتر می‌شوند.

این چشم مدیونه اگه بی‌تو نباره            مستیِ بدون تو فقط سردرد داره
سیگار بی لب‌های تو یعنی فقط دود       شاید واسه دل کندن از تو وقت کم بود
این روزها از بس نمی‌تونم ببارم          این‌روزها از بس که بی‌تو کم میارم
از بسته‌های قرصِ خالی تا شبِ منگ    از بوسه‌های هرز رفته اول جنگ
می‌شه بفهمی که چرا شب بی‌سپر شد    می‌شه بفهمی که چرا چشمام تر شد
مستی بدون تو فقط سرگیجه داره         این چشم مدیونه اگه بی تو نباره

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |