تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - سگ من نبود!

ساده است
نوازش سگی ولگرد

شاهد آن بودن که

چگونه زیر غلتکی می رود

و گفتن که «سگ من نبود».

 

ساده است
ستایش گلی

چیدنش

و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد.

ساده است بهره‌جویی از انسانی

دوست‌داشتن‌اش بی‌احساس عشقی

او را به خود وا نهادن و گفتن

که دیگر نمی‌شناسمش.

 

ساده است
لغزش‌های خود را شناختن

با دیگران زیستن به حساب ایشان

و گفتن که من این‌چنینم.

 

ساده است
که چگونه می‌زیی

باری

زیستن سخت ساده است

و پیچیده نیز هم.

 

(شعری از مارگوت بیکل با ترجمه‌ی احمد شاملو)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 1 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی