تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - این ترانه رو شروع کن

دیشب یک ترانه اینجا گذاشتم و بنا به دلایلی بلافاصله برداشتمش. ولی نمی دانم هانیه کی ترانه را کش رفت !!! حالا هم یک ترانه ی قدیمی دارید و هم ترانه ی مذکور را ! خیلی جالب شد !!!


از کدوم ستاره باید
پر زد -ُ رو بومت اُفتاد
تا تو آخرین نفس ها
توی دستای تو جون داد

از کدوم گُل می شه فهمید
این بهار چقد بهاره
جز همون گُل که هنوزم
گرمیِ دستات -ُ داره

با کدوم شب می شه رفت -ُ
از خودِ چشات طلوع کرد
با کدوم گل / واژه می شه
این ترانه رو شروع کرد

این حماسه رو شروع کن
ای همه گل / واژه ی نور
جا نمون رویایِ جاری
رو تنُ این خوابِ ناجور

تن حریرِ آینه پیرهن
عاشقِ پروانه بازی
من میام همپایِ چشمات
رویِ یک خطِ موازی

این من -ُ از نو شروع کن
پا به پا همپایِ من باش
وقتِ خوابِ نازِ چشمات
خفته ی زیبایِ من باش

(بهار ۸۳)


هی رفیق  ! من دلم سفر می خواهد !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |