تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - دیشب تمام شد

رضا رشیدپور گفته بود که «تمام می‌شوم شبی» ... یادتان که هست؟ فکر می کنم این بهترین ترانه ی رضا رشیدپور است که تا به امروز شنیده ام و آن را دوست دارم. سعی می‌کردم مثل همه‌ی ترانه‌هایی که دوست‌شان دارم، با زیبایی‌های درونی کار حال کنم و کاری به آن‌چه می‌گوید نداشتم. حالا می‌فهمم که «تمام می‌شوم شبی» رضا هم حقیقت داشت. همه‌ی ترانه‌ها حقیقت دارند، حتی اگر خودمان حقیقت‌شان را دیر بفهمیم. بچه‌های مجله از این‌که دیگر سردبیرمان تلویزیون نمی‌رود و بیشتر در مجله‌ است جشن گرفته‌اند، چون مثلث شیشه‌ای باعث شده بود مطالب رضا طی چند شماره‌ی اخیر دیرتر از بقیه برسد و روی بچه‌ها فشار بیاید. گذشته از این چند نفر از بچه‌ها هم جزو اتاق فکر مثلث بودند و بالطبع فشار روی آن‌ها هم کم نبود. حالا با این‌که رضا رشیدپور بعد از خوردن شیرینی‌ای که بچه‌ها خریده‌اند می‌خندد و کلی هم در مورد برنامه می‌گوییم و می‌خندیم، بازهم می‌دانم که این‌گونه تمام شدن حتی برای او هم سخت است. به هرحال شیشه‌ای‌های او جزیی از زندگی‌اش بودند که حالا به‌زور از او گرفته شده‌اند. گذشته از این مجری‌ای که همیشه سعی می‌کرد از فضای باز تلویزیون و امکان انتقاد و ... در آن بگوید و در برنامه‌هایش هم این را نشان می‌داد، تاوان کم‌طاقتی افرادی را می‌دهد که انگار هیچ نقدی را برنمی‌تابند، حتی از آن‌هایی که شاید اگر خودی نباشند، غریبه هم نیستند و دلسوزی‌شان بارها ثابت شده است. گرچه با توجه به کم‌طاقتی‌های دولت، می‌شد از برنامه‌هایی که با حضور افرادی مثل شمخانی، محمد هاشمی و کروبی اجرا شد نیز انتظار توقیف شدن داشت.
همه‌چیز ادامه دارد، زندگی ادامه دارد و رضا رشیدپور مثل چند ماهی که برنامه نداشت و زندگی‌اش را می‌کرد، خوب هم زندگی می‌کرد، به کارهایی می‌رسد که برای خودش از امثال مثلث شیشه‌ای مهم‌تر و موثرترند. فقط تلویزیون و دولت هستند که با از دست دادن فرصت‌هایی مثل این‌برنامه و برنامه‌های زنده‌ی دیگر و بستن بیشتر دریچه‌ها، در امتداد اشتباهاتی قدم برمی‌دارد که تبعات مضرش را بارها به چشم دیده است.
دوست دارم در آخر یک جمله‌ای که رضا رشیدپوردیشب در پایان برنامه‌های شیشه‌ای‌اش گفت و به همه‌ی روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها هم همین را می‌گوید اشاره کنم:
«الان مهم‌ترین وظیفه‌ی همه‌ی ما تلاش برای صرفه‌جویی در مصرف برق است، چون برنامه‌ی ما خیلی روشن بود، برق زیادی مصرف می‌شد.»

پی‌نوشت:
۱- شیشه‌های مثلث شیشه‌ای شکست.
۲- هی گفتیم فشار آقایان را بالا نبر، گوش ندادی!‌
۳- چه بردی کردند همشهری جوانی ها!
۴- فرصتی که باز از دست رفت
۵- حرفهای ما هنوز نا تمام ...
۶- ومکرو و مکرالله ...
۷- گمانه‌زني‌هاي يک منبع آگاه درباره‌ی دلايل توقف مثلث شيشه‌يي
۸- متن گفت‌وگو با مهندس عبدالعلی‌زاده

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |