
یکی از موهبتهایی که در زندگی داشتهام این بود که در دورانی که مادرم در دانشگاه لیسانس ادبیات میخواند، من هم سالهای دوم، سوم راهنمایی به بالا بودم. شاید شعرهایی که در کتابهای درسی مادرم بودند مهمترین عواملی شدند که به شعر و ادبیات علاقهمند شوم، آن هم نه یک علاقهمند معمولی، بلکه کسی که به صورت ناخودآگاه با کتابهای کارشناسی ادبیات بزرگ میشد. از همان سالها سعدی را دوست نداشتم. دلیل مشخصی هم برای این موضوع پیدا نمیکردم. هرچه میگشتم مولانا، حافظ، بیدل، خواجو، صائب، ابوسعید ابولخیر و ... را دلچسبتر از سعدی مییافتم. شاید چون اولین آشنایی من و سعدی با گلستان و بوستاناش اتفاق افتاد، ادبیات پندگونه اش آزارم داده بود. دو، سه سال پیش هوس کردم سری دوباره به غزلیاتاش بزنم و این قصد چهقدر دلنشین افتاد. سعدی در غزلیاتش چیز دیگریست. علاوهبر همهی تصاویر اعجابانگیز، تمثیلها، تشبیهها و دیگر صنایع ادبی، آنقدر با معشوقاش خوشرفتار است و به لطافت سخن میگوید که نمیشود از اینهمه زبانبازی لذت نبری. شاید مهمترین مشخصهی غزلیات سعدی خلعسلاح بودناش در مقابل معشوق است. او بیپیرایه دوست میدارد و نه تنها تلاشی برای کتماناش ندارد، در اظهار کردناش هم میکوشد. از شدت دوست داشتن اش هم مشخص است که علارغم خط و نشان کشیدنهایش، هیچچیزی از میزان دوست داشتناش کم نمیکند. شاید همین نبودن دوست داشتنهای بیدریغ در شعرها و زندگی ماست که باعث شده سعدی و حافظ و دیگران را هر روز بیشتر از همهی شعرای معاصر و حتی همنسلانم، دوست بدارم. البته که بحث مولانا فرق میکند. مولانا خدایگانیست که عشق به او زمان و مکان نمیشناسد.
آن که مرا آرزوست دیر میسر شود
وین چه مرا در سرست عمر در این سر شود
ای نظر آفتاب هیچ زیان داردت؟
گر در و دیوار ما از تو منور شود
گر نگهی دوستوار بر طرف ما کنی
حقه همان کیمیاست وین مس ما زر شود
گر تو چنین خوبروی بار دگر بگذری
سنت پرهیزگار دین قلندر شود
هر که به گل دربماند تا بنگیرند دست
هر چه کند جهد بیش پای فروتر شود
چون متصور شود در دل ما نقش دوست
همچو بتش بشکنیم هر چه مصور شود
پرتو خورشید عشق بر همه افتد، ولیک
سنگ به یک نوع نیست تا همه گوهر شود
هر که به گوش قبول دفتر سعدی شنید
دفتر وعظش به گوش همچو دفِ تر شود
پینوشت۱: هلند هم حذف شد! تا من عاشق گاس هیدینگ شوم. واقعا بهترین مربی دنیاست. تیمهای ضعیف را تبدیل به غولکشهای اساسی میکند. شاید هم بشود گفت که غول سرخ با گاسهیدینگ زنده شد. در ضمن قابل توجه طرفدارهای هلند، همانطور که گفته بودم ایتالیا قهرمان است. بله!
پینوشت۲: شیشه های مثلث شیشه ای شکست...