تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - بوی نفت یا بوی پالیزدار؟ مسئله این است!

۱ - مادرم مدیر یک دبیرستان دخترانه است. کاری به سیاست ندارد، همه‌ی عشقش سروکله زدن با بچه‌های مدرسه، انجام درست کارها و خانواده‌مان است، اما چند وقتی‌ست که شکایات او هم از دست این دولت شروع شده. چند ماه پیش که دم عید بود و هنوز مزایا و اضافه‌کاری‌های چندین ماهه‌ی معلمان پرداخت نشده بود، خبر رسید که شهرداری و شورای شهر تهران چندین میلیارد تومان به لبنان کمک کرده‌اند. رسانه‌های داخلی با چنان پزی این خبر را پخش می‌کردند که انگار پول را از دست چپاول‌گران همیشه‌ی تاریخ گرفته و به مستضعفان بد بخت داده‌اند. حرف‌های مادرم در آن‌روزها شنیدن داشت. چند روز پیش هم مجددا او را پر از گلایه دیدم. می‌گفت چون هزینه‌ی کلاس‌ها زیاد است بخش‌نامه کرده‌اند برای صرفه‌جویی، تعداد کلاس‌هایمان را از ۱۳ به ۷ کلاس کاهش دهیم و به هیچ‌وجه کلاس‌ها با تعداد کمتر از ۳۶ نفر برگزار نشود. می‌گفت می‌خواهم ببینم خود وزیر یک‌روز می‌تواند ۳۶ دانش‌آموز را یک‌جا تحمل کند. اگر هم این اتفاق بیفتد بازدهی علمی این جمعیت چه خواهد بود؟ چطور از دبیرانم انتظار داشته باشم که بهترین نتیجه‌ها را با این تعداد دانش‌آموز بگیرند. می‌گفت به جای این‌که از فرصت کم شدن سالیانه‌ی تعداد دانش‌آموزان استفاده کنند و کلاس‌هایی با ظرفیت کمتر و بازده علمی بیشتر تشکیل دهند، اوضاع را نابه‌سامان تر از قبل کرده‌اند. دو روز است که مادرم از سمت مدیریت دبیرستان دخترانه استعفا داده و می‌گوید ترجیح می‌دهم سال‌های باقیمانده‌ی کاری‌ام را به تدریس مشغول باشم.

۲ - حتما از مصباحیه‌ی محتنشمی‌پور و پس‌لرزه‌های آن مطلع شدید. نمی‌دانم چرا هیچ‌کس بر علیه این خانم (فاطمه رجبی) شکایت نمی‌کنم. تک‌تک تهمت‌هایی که ایشان به خاتمی، محتشمی‌پور و رفسنجانی زده‌اند قابل ره‌گیری قضایی‌ست. پیش خودم فکر می‌کنم شاید برای این افراد امثال فاطمه رجبی بی‌اهمیت‌تر از این‌ حرف‌ها هستند!

۳ - من به عباس پالیزدار خوش‌بین نیستم. سابقه‌ی آبادگرانی وی و نزدیک‌شدن به انتخابات ریاست‌جمهوری، امکان بازی خوردن مردم ایران را فراهم کرده است. باید منتظر شد و دید که نتیجه‌ی اظهار نظرهایی از این دست در سرنوشت جناح راست سنتی که نماینده‌شان قالیباف است (و رقیب جدی احمدی‌نژاد) تا چه اندازه تاثیرگذار است.

۴ - دولت مهرورزی. دولت عزیز مهرورزی. دولت عزیز مهرورزی که قرار بود سفره‌هایمان را نفتی کنید. از شما ممنونیم که به خاطر زیان‌های شیمیایی و غیر شیمیایی نفت، نه تنها به فکر ما بوده‌اید، بلکه از خطرات برق هم آگاهید و سعی می‌کنید ما را از آن هم دور نگه داری. ممنونیم. از شما ممنونیم. دولت مهرورزی. دولت عزیز مهرورزی...

۵ - زنجان این چند روز دیدنی بود. من که به علت امتحانات در این‌جا به سر می‌برم می‌توانستم از دل حادثه اخباری را برایتان مخابره کنم، اما این‌کار را نمی‌کنم چون زندگی‌ام را دوست دارم!

پی‌نوشت: 5 و 4 و 3 و 2 و 1

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |