تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - هرگز!

به استادم زنگ زدم که سر کلاس نروم و امروز صبح برای آخرین بار ببینمت. ولی سیامک عزیز، عزیزم... نمی‌توانستم و نمی‌خواستم "آخرین‌بار"‌را باور کنم. می‌فهمی؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی