تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - ثور در ثانیه‌های پایانی
 

مرا نشناخته‌ای هنوز...

سال‌های زیادی رابه بادها سپردم
تا
باورکنم تمام شهروندان شیراز
نسبتی با حافظ ندارند.
و روزهای بی‌شماری را
میان ابرها ابرو انداختم
تا
اک‌نون توانسته‌ام
به آب خوردنی
صدای پای
مسافران تازه رسیده را
از میان زوایای مندرجه
به اسم کوچک صدا بزنم.

بااین حال،
اگر برای شما مقدور باشد
لیوان آبی
دست بگیرید
تا نویسنده‌ی این خطوط
با شعرهای ارغوانی
دور دنیا را بچرخاند
و جغرافیای اندامتان را
برای
گنجشک‌ها بازنویسی کند.

حالا دیگر باور کرده‌ام
آدم‌های
ام‌روز دو نوع بیش‌تر نیستند:
عده‌ای محو اردیبهشت می‌شوند
عده‌ای در اردیبهشت محو ...
با این حال
شما از عنایت پروردگار
نا امید مباش
فردا را
کسی ندیده است.

(مجید ضرغامی)

 

پی‌نوشت: انتشارات سرزمین اهورایی که متعلق به دوست خوب و شاعرم مجید ضرغامی‌ست فرصت مناسبی برای انتشار کتاب‌های متفاوت شماست. اگر قصد انتشار کتابی را داشتید، این انتشاراتی را شدیدا توصیه می‌کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |