
ولی حالم خوب است که بعد از مدتها یک ترانهی کامل گفتهام، از همهی نصفهها خسته شده بودم! باور کنید خوبم!
بیمقدمه و تبلیغ، عیدتان مبارک؛
وقتی که دلخوش نیستی، خندیدنت بیمعنیه
وقتی نمیفهمی من و ، بوسیدنت بیمعنیه
باور کن اینها حرف نیست، بیتو سقوطم حتمیه
وقتی نمیدونم که این، احساس پوچی از چیه؟
تو پیشمی و نیستی، من با تو دلتنگ تواَم
این حرف بیمفهومه که، امشب هماهنگ تواَم
این مرد بیتقصیر نیست، وقتی نمیفهمه تو رو
هر بار کمتر میکنه، از بوسهها سهم تو رو
اما تو هم باید کمی، حال منو و باور کنی
این زخمهای رفته رو، با موندنت بهتر کنی
من عاشقت هستم ولی، انگار تو ناباوری
با این سکوتت میرسم، تا مرز خودویرانگری
میترسم از این که یه وقت، بیجنگ از دستات بدم
دلتنگ من باشی ولی، دلتنگ از دستات بدم
وقتی که حالم خوب نیست، این حرفها هم جعلیاَن
تا آسمون ابری نشه، این برفها هم جعلیاَن ...
(میثم یوسفی)