تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - تو یک دل‌خوشی معصومی

بگذار بدانند خوشم می‌آید
از بوسه و لبخند خوشم می‌آید
تصمیم گرفته‌ام لبت را بخورم
من بچه‌ام از قند خوشم می‌آید

(ج.ص)


این‌ها را برای تو نوشته بودم. مطمئنم! دوباره‌ای در کار نیست. هماره برای تو بود که هست:

خوش‌حالم و خوش‌بختم... خوش‌بخت
وقتی که تو این جایی من حال خوشی دارم
از خواب تو می ریزم از عشق تو می بارم
ابریشمی ِ موهات خوش بختی مو می بافه
حتی اگه طوفان شه پیشِ تو هوا صافه
وقتی که تو این جایی هم قد خدا می شم
مثل گِرهی کورم با دست تو وا می شم
ابرا همه مست کردن بارونه که می باره
از بس که تو آزادی زنجیر عزاداره
خورشید اگه خورشیده از چشم تو می تابه
وقتی که تو این جایی شب عاشق ِ مهتابه
حال من و می فهمه دریایِ پر از ماهی
خوش حالم و خوش بختم از بس که تو دل خواهی
خوش‌بختی ِ من با تو ممتد و نفس کوبه
با تو همه جا اَمنه با تو همه چی خوبه
(میثم یوسفی)
 
امیدوارم این ترانه را با موسیقی طی آلبومی در سال آینده بشنوید که شنیدنی شده است! متاسفم که نمی‌توانم بیشتر از این توضیح بدهم!


خوشم خوشم با تو خوشم!

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |