
صبح کاذب ،پیرزن بی نوا، هفت قلم آرایش می کرد و لباس های حریر صورتی گلدار می پوشید و یک تور حریر صورتی نازک خالدار، به روی پیشانی و اطراف صورت و گردن و دور سرش می پیچید ! که شاید ، شاید باقیمانده ی موها و بقایای پوستی لطیف و ثروتی از دست رفته بیش از این ریخته و چروکیده نشود ! (اطلسی - پری صابری)
نمی دونم ! اگر جسارت این ترانه باعث آزردگی خاطرتون خواهد شد ببخشید ! من توی نوشتن از هیچ تجربه ای واهمه ندارم. و سعی می کنم تا جایی که می تونم همه ی ابعاد زندگی که در بیرون وجود دارند رو به ترانه هم بکشم. این حقیقتیه . همون طور که قصه ی ترانه هم قطعا وجود خارجی داره ! اینم یه تجربه بود. (البته پیش از من تجربه ی عزیزی در غزل با همین سوژه منتشر شده. گرچه نوع تالیف های ما قطعا متفاوت هستند. )
در ضمن نادر بختیاری عزیز هم روی این ترانه ملودی گذاشته و خونده. شاید همین روزا بذارمش روی نت تا گوش بدین !
همه جام می لرزه تا به تو دس می زنم
توی چشمات می شه دید اونی که مرده منم
وقتی من عاشقتم وقتی تو عاشقمی
وقتی تا آخر عمر توی خون من کمی
می شه راحت حس کرد عشقِ ما جنسِ چیه؟
می شه راحت فهمید اونی که مرده کیه؟
اونی که مرده منم رو لبات مثل سکوت
عشق،همجنس بازیه وسطِ یه برهوت
جنسیت یه فاجعه س تا که مال هم نشیم
سیمیه که خودمون رو تنامون می کشیم
لحظه های آخره من به تو نزدیکم
مرگ من روشنیه بی تو که تاریکم
ما یه خطیم ، دو کمون وسطِ یه بیضی
lesbian's are so hot
lesbian's are crazy
lesbiasn's are crazy
(میثم یوسفی)
اینهمه اتفاقات بد دورو برمون داره میافته ! بد ! ولی همه ی رسانه های دنیا گیر دادن ببینن ماترازی به زیدان گفته تروریست که زدتش یا نه ! یا گزارش می دن که بازار فاحشه ها توی آلمان کساد بوده و دارن علت شناسیش می کنن ! حالا اینا اتفاقات خوب رسانه ای هستن ! حتی جای تاسف هم برای این دنیا نمونده !
من خواب بد زیاد می بینم. تو خوابای من ، همه ی دنیا شیب داره ، جوری که هر لحظه ممکنه بیافتی. مادرم می گه خرگوش تو خواب علامت بدیه !
(گردش تابستانی-نمایشنامه-حمید امجد)
زندگی چیزی نیست جز خواب ، ترس ، نوشتن ، و دلتنگ نشدن ! من زور می زنم که بگویم دلتنگ کسی نمی شوم ! زور می زنم تا با تنهایی هایم خوش باشم. این حقیقت تلخی ست !