
این ژاک پرهور عجب چیزیست. ازش چندتا شعر خوانده بودم اما تازگیها ترجمههای شاملو از شعرهایش به آدمی می فهماند که کسی مثل پره ور چه شاعری بوده.
ویکی پدیا در مورد این شاعر نوشته است: ژاك پرهور(۱۹۰۰-۱۹۷۷) شاعر و فیلمنامهنویس فرانسوی بود. شعرهای او در جهان فرانسهزبان بسیار رایج است و در کتابهای درسی این زبان بسیار نقل شده است. او در نوئی سورسن در نزدیك پاریس دنیا آمد. با دیدن فیلمهای چارلی چاپلین، شیفته سینما شد و بعدها برای كارگردانهایی مثل ژان رنوار، کلود اوتان لارا و مارسل کارنه فیلمنامه نوشت. از آن طرف، پای ثابت محفل سورئالیستها بود. بالوئی آراگون و آندره برتون میگشت و شعر میگفت. شعرهایی كه همیشه تا زمان مرگش، ۱۹۷۷، و بعد از آن خوب فروش میرفت و زیاد خوانده میشد.
دو شعر از پرهور با ترجمهی شاملو:
۱ - برای تو ای یار
رفتم راستهی پرندهفروشها و
پرندههایی خریدم
برای تو ای یار
رفتم راستهی گلفروشها
و گلهایی خریدم
برای تو ای یار
رفتم راستهی آهنگرها و
زنجیرهایی خریدم
زنجیرهای سنگینی برای تو ای یار
بعد رفتم راستهی بردهفروشها و
دنبال تو گشتم
اما نیافتمات ای یار
۲ - خانوادگی
مادر میبافه
پسر میجنگه
به نظرِ مادره این وضع خیلی طبیعیه.
- پدره چی؟ اون چیکار میکنه؟
- پدره کار میکنه :
زنش میبافه
پسرش میجنگه
خودش کار میکنه
به نظر ِ پدره این وضع خیلی طبیعیه.
- خب پسره چی؟
پسره اوضاعو چهجور میبینه؟
- پسره هیچچی، هیچچی که هیچچی:
پسره، ننهش میبافه باباش کار میکنه خودش میجنگه
جنگ که تموم شد
تنگِ دلِ باباهه میچسبه به کار.
جنگ ادامه پیدا میکنه و مادرهام ادامه میده: میبافه
پدرهام ادامه میده: کار میکنه
پسره کشته شده، دیگه ادامه نمیده.
پدره و مادره میرن گورستون
به نظرِ پدره و مادره این وضع خیلی طبیعیه
زندگی ادامه داره.
زندگی با بافتنی جنگ کار
با کار جنگ بافتنی جنگ
با کار کار کار
زندگی
با گورستون.
پینوشت :
هفت شعر دیگر از ژاک پرهور با ترجمهی مریم رئیس دانا
چهار شعر از ژاک پرهور دکتر محمدتقی غیاثی - پرویز ناتل خانلری