تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - ماه پیشونی تو قصه ...

توي گسترده‌ي رويا 
اي سوارِ اسب ابلق
دنبال كدوم مسيري
توي تاريكي مطلق

اي به رويا سرسپرده
با توام اي همه خوبي
راهي كدوم دياري
آخه با اين اسب چوبي

 با توام اي كه تو فكرت
با هر عشق و با هر اسمي
رهسپارِ فتحِ قلبِ
ماه پيشوني طلسمي

 توي دستاي نجيبت
عكس ماه پيشوني داري
واسه پيدا كردن جاش
دنيا رو نشوني داري 

ماه پيشونیِ تو قصه
فكر بيداری تو خوابه
خورشيد هفت آسمون نيست
عكس خورشيد تویِ آبه 

از خواب قصه بلند شو
اسب چوبيتو رها كن
ماه پيشوني مال قصه‌ست
مرد من منو صداكن 

اگه از افسانه دورم
اگه ماه پيشوني نيستم
اگه با زمين غريبه
اگه آسموني نيستم
واسه خواب خستگي‌هات
مثل يك قصه لطيفم
به صداقت تو مؤمن
مثل قلب تو شريفم 

-ایرج جنتی عطایی-


 این ترانه‌ی مرد موسفید و بزرگ قلب ترانه را خیلی دوست دارم. خیلی خیلی زیاد. به طرز عجیبی با آن هم‌ذات پنداری دارم و اصلا هم به نظرم ترانه‌ی صرفا زنانه‌ای نیست. ملودی و تنظیم واروژان هم واقعا برای خودش شاهکاری‌ست. یاد حرف‌های استاد پژمان در باره‌ی واروژان افتادم. "می‌گفتم واروژ این آکوردها رو از کجا می‌آری؟ می‌گفت نمی‌دونم... واروژ در احساس فوق‌العاده بود."

پی‌نوشت : اصل ترانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |