تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - پیغام
دری که یکی وازش کرده
دری که یکی پیش‌اش کرده
صندلی‌یی که یکی روش نشسته
گربه‌یی که یکی نازش کرده
میوه‌یی که یکی گازش زده
نامه‌یی که یکی خونده
صندلی‌یی که یکی کنارش زده
دری که یکی وازش کرده
جاده‌یی که یکی روش می‌دوه
جنگلی که یکی ازش رد می‌شه
رودی که یکی خودشو می‌ندازه توش
بیمارستانی که یکی توش مرده.

(ژاک پره‌ور Jacques Prevert)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |