رو طاقچه خاک گرفته
پنجرهها بستهس
دیوارا یه کمی نم دادن
قابایِ در شکستهس
قفلا همه زنگ زده
کلیدا رو هم که خب گم کردن
بدهی قبلی داشتن
برق و آبو قطع کردن
صابخونه دچار فراموشیه
از بدبختی و کهولت
این مِلک واسه فروشه
کلنگی ... قابل ِ ... سکونت
یه ور اصلاحی داشته
ثبتی سند دست اول
ملک بغلی تو دعواس
انحصار وراثت
جواز نوسازی اصلا نمی دن
تخریب ... اشکالی نداره
نگران محضر نباش از خودمونه
این روزا فقط سند جعلی منگوله داره
فرستادم دنبال پروندهتون
حکم تخلیه بدون فوت وقت
سند بزنم به نام تون؟
کلنگی قابل سکونت
(چایی بریز واسه آقا)
همشو می گم یه جا بخر
از ملک و لوازم و آدمای توش بگیر
تا این ماشین که اُکازیونه
فنی سالم موتور تازه تعمیر
صاحبش عمرشو داد به شما
تو تصادف به خاطر انحراف به چپ
میگن این محله ناامن شده
الان وقت معاملهس حالشو ببر
من این مِلکو خوب میشناسم
اوه.. از قدیما دورهی طفولت
جون می ده واسه کاسبی
کلنگی ....قابل.... سکونت
(گروه کیوسک / آرش سبحانی)
از این جا بشنوید
به این ترانه حسودی م می شود!!! خیلی هم زیاد!! آرش سبحانی عزیز پسر فهمیده ای است و این حسودی ام را بیشتر می کند.
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 3 بعد از ظهر توسط میثم یوسفی
|