تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - نه ! عنوان ندارد !

مهرتان پایدار !!!!

 

یعنی فکر می کنید کسی خبر دار خواهد شد که چطور شما را وقتی می خواستید از زن بودنتان دفاع کنید زدند ؟!!!
و اینست آیین مهرورزی !

من خواب نمی بينم ، وقتی که تو مرعوبی
وقتی عوض طغيان ، بی حوصله مغلوبی

دلشوره ی اين اعداد ، پس لرزه ی ويرانی ست
ای شانه ی آويزان ، اسطوره ی تو جانی ست


کسوف ، هانیه  ، سارا ، لیلی ، شیدا و همه ی اونهایی که از اون روز نوشتند  ! خسته نباشید !


دختر بخند ! خواب آزادی از خنده های تو تعبیر می شود. اما...
مژه هاش چسبیده بود دختری که نخندید
خنده هاش ماسیده بود دختری که نخندید

مادران و دختران سرزمینم ، نه ! همه ی دنیا ! خیلی وقتها خندیده اند. یا خندیده اند  بی که بدانند پشت خنده هایشان هیچ چیزی از خودشان نیست ! یا استبداد و استثمار بوده و یا تحجر ! و چقدر مظلوم آفریده شده این زن !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |