

یعنی فکر می کنید کسی خبر دار خواهد شد که چطور شما را وقتی می خواستید از زن بودنتان دفاع کنید زدند ؟!!!
و اینست آیین مهرورزی !
من خواب نمی بينم ، وقتی که تو مرعوبی
وقتی عوض طغيان ، بی حوصله مغلوبی
دلشوره ی اين اعداد ، پس لرزه ی ويرانی ست
ای شانه ی آويزان ، اسطوره ی تو جانی ست
کسوف ، هانیه ، سارا ، لیلی ، شیدا و همه ی اونهایی که از اون روز نوشتند ! خسته نباشید !
دختر بخند ! خواب آزادی از خنده های تو تعبیر می شود. اما...
مژه هاش چسبیده بود دختری که نخندید
خنده هاش ماسیده بود دختری که نخندید
مادران و دختران سرزمینم ، نه ! همه ی دنیا ! خیلی وقتها خندیده اند. یا خندیده اند بی که بدانند پشت خنده هایشان هیچ چیزی از خودشان نیست ! یا استبداد و استثمار بوده و یا تحجر ! و چقدر مظلوم آفریده شده این زن !