تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره ...

مخمل: نمی شه بمونی؟ آخه اگه بری جات تو خونه خالی می مونه.

هاپوکومار: مخمل کوماراهه، زندگی همينه، يک روز آمدن کرتاهه، يک روز هم رفتن کرتاهه!

مخمل: آخه من تازه داشتم بهت عادت می کردم ...

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 2 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |