تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - پس خدایان نمرده اند

"... ديدى؟ پس خدايـان نمرده ‏اند. اين چه مرده‏ اى است كه ما را راحت نمى‏گذارد؟ ‏چه مرده‏اى است كه ما را مى‏ميراند؟ امّا همين كه با ما نيست و روى زمين ما نيست، يعنى هست، ولى با ما نيست. كه اگر خدا، بود و با ما بود، حضورش حدى داشت، و يا حد ِحضور داشت، مثل تمام آن‏چه كه با ما هست، و انسانى است . با ما نبودنِ او، بودنِ او را بى‏مرز مى‏كند، ابدى مى‏كند، امّا انسانى نمى‏كند.
گفتم اگر بخواهيم حقيقتاً انسانى باشيم بايد از خدا فاصله بگيريم. يا خدائى، يا انسانى! الهيات انسانيات نيست. تمام آن‏هايى كه به خدا نزديك شدند از ما دور شدند. هم مرگ شدند، هم عمله‏ ى مرگ، عمله‏ ى خدا شدند! نه خدايى كه تو مى‏خواستى كشته‏ى او باشى، بل خداى بهشت زهرا! كه خداى كلمه نبود..."

(یداله رویایی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 3 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |