
۱ - سال نو مبارک و همه ی آرزوهای خوب برای شما ! بی مقدمه !
۲ - سرکش و سر سبز و پیچنده
گیاهی
دیوار کهنه ی باغ را فروپوشیده است.
از این سو
دیوار
دیگر جز جرزی از بهار نیست
که جراحات آجرها را
مرهمِ سبزِ برگ
شفا بخشیده است.
و از آنسوی دیگر
گیاهِ پیچنده
چون خیزابی لب پر زنان، سایبانی بر پی گاه ِ دیوار افکنده است.
رطوبتِ ویران کننده
از تبِ پُر حرارتِ رویشِ گیاه
جرزها را رها می کند
و دیوار
در حرارتی کیفناک
بر بنیادِ خویش استوارتر می گردد
و عابری رنجور
در سایه ی فرشِ آنسوی باغ
از خستگی ِ راه ِ بی منظر و بی گیاه
می آساید...
(احمد شاملو)
۳ - نمی دونم امسال عید و چیکاره ام! دلم هیچ چیزو هیچ جایی رو نمی خواد!ولی احساس می کنم امسال سال خوبی باشه ، بعد از مدتها عیدو با آرامش شروع کردیم و این خیلیه. غم کهنه ی بم از رو شونه هامون سبک تر شده (نگین نه ! ما ملت فراموشکاری هستیم !) جنگ عراق و خون و حونریزیش نیست که سرمون گرم بشه یا انتخابات پارسال و تب داغش و آماده شدن برای وداع با خاتمی !!! نه ! امسال آرام شروع شد و این خیلیه ! من به این همه آرامش خوشبینم . شما هم همین کارو بکنین.
۴ - اگه دیر به دیر به روز می شم چون هم وقتم کمه هم حرف خاصی ندارم که بزنم ! مشکلی که نیست؟
۵ - ترانه < روز نو > تقدیم به شما .
سالِ نو بوی ِ نفت می دهد ، دستِ من بوی ِ بمبِ اَتُم
سهم ِ ما چارشنبه جنون ، انفجار ِ کمی حس ِ گُم
باز هم پشت ِ پِلک ِ تفنگ ، کودکی منفجر می شود
از غم ِ اینهمه خون و خون ، واژه هایم کِدر می شود
پشت ِ سجاده ی بغض ِ من ، یک قنوت ِ دوباره کم است
آدمِ نیمه زن / نیمه مرد ، در سَرَت آرواره کم است
تا سیاه ِ مرا له کنی ، زیر دندانی از سال ِ نو
تا بمیرم ، برویم ، هنوز ، از تن ِ خاکی ِ شال ِ تو
از لب ِ واژه خون می چکد ، روی ِ افکار ِ فواره ها
سال ِ نو، گرم تر می شود ، هُرمِ آغوش ِ بدکاره ها
اینهمه درد و رویای من : روز ِ نو ، مرگ ِ بمب و تفنگ
هفت سین ِ نگاه ِ تو وُ ، رقص ِ لِزگی تو آواز ِ چنگ
گرچه در چارراهِ فصول ، تا ابد رد ِ خون ممتد است
نوبت ِ آنکه تقویم را ، با بنفشه ورق می زد است
(میثم یوسفی)
بدون پانوشت : خداحافظ !